بامدادان خورشید در شرق طلوع می کند. و شامگاهان در غرب به زیر خط افق فرو می رود. آیا خورشید براستی از شرق به غرب بر فراز آسمان حرکت می کند؟ در ظاهر این طور به نظر می رسد و انسانها طی سده های بسیاری هیچ شکی در این باره نداشتند آنها آنچه را که می دیدند باور داشتند و زمین را در مرکزیت عالم هستی می پنداشتند درست همانگونه که کتاب مقدس انجیل آموزش می دهد.
آنگاه در سال ۱۴۹۹ میلادی مرد جوان ۲۵ ساله ای از اهالی شهر تورن در پادشاهی لهستانی پروسیای غربی آن زمان به شهر « رم» آمد . نیکلاس کوپرنیک در دانشگاه های متعددی به تحصیل در رشته های ریاضیات و اختر شناسی حقوق و پزشکی پرداخته بود او در دانشگاه رم استاد اخترشناسی شد و به شاگردانش علوم آسمان شناسی نقل شده از دوران های پیشین را که اخترشناس یونانی «بطلمیوس» حدود ۱۳۷۰ سال قبل از زمان او بنیان نهاده بود تدریس می کرد. کلام اصلی فرضیه بطلمیوس این بود که عالم از شرق به غرب به دور زمین می گردد.
ولی کوپرنیکوس - این نام لاتینی بود که او بعدا برای خودس بر گزیند - خود از آنچه درس می داد ناراضی بود بسیاری از چیزهایی که او مشاهده کرده بود با این فرضیه قابل توجیه و بیان نبود و خود فرضیه نیز دارای تضادها و نقایض هایی بود . مثلا چرا ستاره گان در مقایسه با ماه سریعتر حرکت می کردند تا در مقایسه با خورشید . چرا تعدادی از ستاره گان به ظاهر حرکت دورانی به دور آسمان داشتند ؟
کوپرنیک دریافت که بیش از او نیز متفکران و دانشمندان دیگری فرضیه بطلمیوس را مورد شک و تردید قرار دادند و حتی برخی فلاسفه یونانی بیش از او خورشید و نه زمین را در مرکزیت عالم هستی فرض میکردند . اما این فلاسفه نمی توانستند دلیل و مدرک و برهان قانع کننده ای برای فرضیه خود ارائه کنند. در نتیجه فرضیه بطلمیوس - کم همچنین با تاریخ پیدایش نقل شده در انجیل به خوبی مطابقت می کرد بعدها از سوی کلیسا به عنوان تنها نظریه صحیح شناخته و اعلام شد.
کوپرنیک با خود اندیشید که اگر دانشمندان و متفکران دیگر حق داشتند چه؟ آیا بسیاری ازپرسشهایی که برای او تکان دهنده بودند پاسخ داده نمی شد. او به این جهت تصمیم گرفت کرسی استادی خود را در دانشگاه ترک گوید تا بتواند عمیق تر و اصولی تر به پژوهش در دانش اختر شناسی بپردازد . او پس از چند سال تحقیق و طلب علم در ایتالیا در سال ۱۵۰۱ به وطن خود بازگشت و در آنجا به عنوان متولی کلیسای جامع شهر فرائن بورگ در پورسیا و دبیر و مشاور عمویش بیشاپ منطقه ارم لند به کار پرداخت. او به عنوان کشیش کلیسای شهر مراسم مذهبی را رهبری می کرد و به عنوان پزشک به معالجه و مداوای بیماران و معلولان جامعه خود می پرداخت. او به عنوان مخترع و نوآور یک سیستم سد بندی و ذخیره آب با یک آسیای آب ران اختراع کرد. که به وسیله آن آب آشامیدنی از یک رودخانه که در فاصله ۳ کیلومتری قرار داشت به داخل شهر هدایت می شد و بالاخره به عنوان ریاضیدان و حسابدار یک روش پولی سکه ای جدید برای پروسیای غربی و پادشاهی لهستان بنا نهاد.
کوپرنیک همچنین برای اینکه کلیسا بتواند برای جشنها و مراسم مذهبی خود در طول سال زمان های صحیح را رعایت کند تقویم بسیار دقیق جدیدی را محاسبه کرد . به ثمر رساندن تمامی این فعالیت ها شاید برای اغلب انسانها موجب به کار گرفتن همه تلاش و ظرفیت و نیروی کاری آنها می گردید. ولی برای کوپرنیک این چنین نبود. این انسان خارق العاده در کنار تمامی این فعالیتها و مشاغل باز هم برای علم مورد علاقه خود یعنی اخترشناسی وقت پیدا می کرد. از آنجایی که نخستین تلسکوپ سالها پس از مرگ او اختراع شد او مجبور بود برای پژوهش در زمینه حرکات ، اجرام آسمانی تنها به چشمان خود متکی باشد و مشاهدات آسمانی خود را به اصطلاح با چشمان غیر مسلح انجام دهد. او برای این کار دستور داد در اتاق مطالعه اش در برج کلیسا شکافهایی در سقف ایجاد کنند . حال او می توانست شبها مشاهده کند که ستاره گان چگونه در فراز این شکافها عبور می کنند. او مدار آنها را در آسمان با چشم تعقیب می کرد و سرعت حرکت ظاهری آنها را تعیین می نمود . او یافته های خود را قطعه به قطعه و جز به حز کنار هم می گذاشت . یافته هایی که روزی روش اختر شناسی کوپرنیکی را به وجود می آورد. روشی که امروزه هنوز هم اعتبار دارد.
کوپرنیک تقریبا ۴۰ سال برای تکمیل پژوهش های اخترشناسی خود وقت صرف کرد . زمانی که پژوهشهایش را به پایان رساند ثابت کرد که تصویر جهانی بطلمیوس اشتباه است. خورشید و سایر ستاره گان فقط در ظاهر به دور زمین می گردند. کوپرنیک ثابت کرد که در حقیقت این خورشید است که در مرکز جهان ما قرار دارد و زمین - مانند معدودی از اجرام آسمانی بزرگ دیگر که او مشاهده کرده بود -ژه دور خورشید در گردش است. او سیاره ها را پلانت نامید. که از واژه ایی یونانی به معنای مهاجر گرفته شده است. کوپرنیک به غیر از زمین ۵ سیاره دیگر را یافته بود . که عبارت بودن از عطارد، زهره، مریخ ، مشتری و زحل .
سالها پس از آن سه سیاره دیگر نیز کشف شدند. اورانوس، نپتون و پلوتون . مجموع این ۹ سیاره و خورشید دستگاه خورشیدی یا منظومه شمسی را می سازد. یکی از تعیین کننده ترین اصول فرضیه کوپرنیک چنین بیان می دارد . در حالی که زمین یک بار در سال به دور خورشید می گردد در همین مدت ۱۶۵ بار حول محور خویش می چرخد . در آنجایی که زمین رو به خورشید است روز و در بخش پشت به خورشید شب است. هر چرخش زمین خول محور خود نزدیک به ۲۴ ساعت طول می کشد .
و اما در باره ماه چه می توان گفت؟ کوپرنیک در این باره فرضیه بطلمیوس را تایید می کرد. و براین باور بود که ماه واقعا به دور زمین می چرخد . در حالی که زمین به دور خورشید می گردد و ماه به عنوان قمر زمین به همراه آن به دور خورشید می گردد فرضیه کوپرنیک به جز این دو واقعیت اصولی تعاریف و موارد بسیار گسترده تر دیگری را نیز در بر می گیرد. این فرضیه اشتباهات بسیار بزرگی را که مردم قرنها درست می پنداشتند تصحیح می کرد .
کوپرنیک کتابهایی در باره کشف های خود تنوین کرد. اما سالها این آثار را در کشوی میز خود پنهان نگاه داشت. او می دانست که مردم به این اندیشه های نوین او خواهند خندید و خود او را نیز دیوانه خواهند پنداشت . او این را نیز می دانست که کلیسا فرضیه تصویر جهانی بطلمیوس را قبول داشت و به عنوان یک روحانی نمی خواست خود را با کلیسا درگیر کند. کوپرنیک نخست در سال ۱۵۴۳ زمانی که پیر شده و به مرگ نزدیک بود سرانجام تصمیم گرفت مجموعه آثارش را که شامل ۶ جلد کتاب می شد در معرض افکار عموم قرار دهد و منتشر کند. او مجموعه آثار خودش را گردش افلاک آسمانی نام نهاد. یک نسخه چاپ شده از محموعه آثارش درست قبل از مرگ در بستر بیماری به دست او رسید. چون او در آن زمان بیش از ۷۰ سال سن داشت و مفلوج و تقریبا نابینا بود. بعید به نظر می رسد که موفق به دیدن این اثر بزرگ چاپی شده باشد . اثری که او برای خلق و ایجاد آن تمام عمرش را کار کرده بود.
کوپرنیک بدون آنکه بداند چه خدمت ارزنده ای و گرانبهایی به جهان بشریت کرده است دار فانی را وداع گفت . سرانجام پس از گذشت ۱۵۰ سال از مرگش دانشمندان اندیشه های او را پذیرفتند . کوپرنیک امروزه بیش از ۴ سده پس از مرگش یکی از بزرگترین ها در قلمرو دانش به شمار می آید.

salam be dostane gole khodam omidvaram az webam lezat kamelo borde bashid va az matalebesh be khoby astefadeh karde bashid age zahmaty nist hata age shode ye kalame ham nazar bedid bedid yade ton nare doste shoma nazli gardideh hey rasty sary ham be linkamon ham bezanida dastor nist valy age bokonid ham man khoshhal misham ham dostane khodetan