ناحیه 51 منطقه مرموز و ناشناخته

شایعات ونقل قولها درباره این منطقه از آمریکا بسیار زیاد است. آنقدر که هیچ توضیحی نمی تواند  شکها را برطرف کند .

قلب صحرای خشک نوادا جایی است که گویی امکان حیات و فعالیت را نمی دهد. اما جایی در این صحرای خشک و بی اب منبع شایعات در باره یکی از اسرارآمیزترین مناطق جهان است. جایی به اسم منطقه ۵۱ . ناحیه ای که نام آن اولین بار ۴۳ سال قبل در یک سند سازمان جاسوسی ایالات متحده دیده شد . در آن سند به یک پایگاه نظامی اشاره شده بود که در بخش کوچکی از جنوب صحرای نوادا قرار گرفته است. حایی در ۱۳۰ کیلومتری شهر لاس وگاس و در غرب بستر دریاچه خشک شده < گروم > دولت آمریکا تا سالها از پذیرش وجود چنین پایگاهی سرباز می زد. تا اینکه دولت فدرال نوادا به صورت رسمی پذیرفت که بستر خشک دریاچه گروم آزمایشگاه نیروی هوایی آمریکا است. اما طبیعت تحقیقات طبقه بندی پروازی مرموز و پر از شک و ابهام است. آنقدر پررمز و راز که به راحتی به پدیده ابهام برانگیزی مثل یوفوها ربط داده شود. آنقدر این سوال بارها و بارها پرسیده شده که آیا این منطقه جایی است که براستی به فضایی ها - یوفوها و پدیده های غیر زمینی مربوط است.

درباره منطقه ۵۱ حرف وحدیثهای زیادی برسرزبانها است . اما مشهورترین آنها به حادثه رازول برمی گردد. تقریبا ۶۰ سال قبل در یک روز گرم تابستان سال ۱۹۴۷ یک شی ناشناس در شهر دهکده کوچک رازول از ایالت نیومکزیکو با زمین برخورد کرد. مک برازل مزرعه دار محلی گزارش اثبات این شی ناشناس را به نیروی هوایی رازول داد . نیروی هوایی بلافاصله منطقه را محاصره و بقایای این تصادف را از منطقه جمع آوری کرد . خیلی زود شایعاتی شروع شد که طبق آنها شی سقوط کرده یک یوفو بوده است. طرفداران این نظریه می گویند چند سرنشین یوفو مرده پیدا شده است. آنها حتی ادعا کرده اند که چندتا از آنها زنده دستگیر شده بودند. اما ارتش در اطلاعیه ای اعلام کرد : شی برخورد کرده به زمین یک بالن بلند پرواز نیروی هوایی بوده است. البته آنها هیچ توضیحی ندادند که چرا برای جمع کردن یک بالن نیاز به قشون کشی و محاصره این منطقه بوده است. به همین دلیل کسی این حرفها را باور نکرد. شایعات دهان به دهان پیچید و بعد از رونق گرفتن پایگاه منطقه ۵۱ عده ای این منطقه را محلی برای مطالعه روی یوفوها و همین طور بقای پیدا شده در آن حادثه می دانند. آنها می گویند آمریکایی ها در این منطقه مشغول مطالعه روی فضایی ها و تکنولوژی یوفوهای آنها هستند تا از راز آنها سردربیاورند. حتی عکسهایی از این حادثه روی اینترنت منتشر شد و دست به دست می چرخد.

دهکده کوچک رازول به خاطر این حادثه تبدیل به یک شهر شده که بنیاد و موزه یوفو شناسی اش سالانه میلیونها بازدید کننده دارد. اکر چه خیلی ها همه این حرفها را توهم می دانند.

گزارش های زیادی از دیده شدن اشیای عجیب در این منطقه وجود دارد. موحودات پرنده ناشناخته ای که دولت آمریکا هیچ واکنشی به آن نشان نمی دهد. به همین دلیل عده ای می گویند بیگانه ها سالها پیش با زمینی ها رابطه برقرار کرده اند و با آمریکاییها داد وستد دارند . بنابراین از این منطقه برای فرود به زمین استفاده می کنند. تنها شاهد آنها دیده شدن اشیای پرنده عجیب و غیر معمول در اطراف این منطقه است. در این بین سکوت مقامات رسمی بیشتر به این شایعات دامن می زند. آنها در جواب پرسشهای گاه و بی گاه خبرنگاران تنها پاسخ می دهند که این منطقه محل آزمایشهای هوایی ارتش است و هیچ توضیح دیگری نمی دهند. مخالفان این نظر حتی اگر موضوع را مربوط به فضایی ها ندانند اما باز هم می گویند پای فضا در میان است. طرفداران فیلمهای تخیلی این منطقه را مربوط به تحقیقات سفر در زمان و توسعه سفرهای فضایی با روشهای غیر معمول می دانند. تحقیقات روی سیستمهای پیشرانه و موتورهای خاص - درست مثل پروژه « ائورورا » یا طراحی موتور هسته ای برای هواپیما یا فضاپیماهای نسل جدید هستند. ائورورا آنطور که در مورد آن صحبت می کنند پروژه ای است که هدفش ساختن نسل بعدی هواپیمای اس آر ۷۱ است .    پرنده عجیب که براساس شایعات اس آر ۹۱ خوانده می شود ویک هواپیمای مافوق صوت است . این موضوع از زمانی داغ شد که وزارت دفاع انگلیس در گزارشی که از اسناد محرمانه سالها قبلش منتشر می کند. به طرح یک هواپیمای مافوق صوت اشاره کرده بود.

البته قبل از آن یک مجله آمریکایی به بندی از بودجه وزارت فاع آمریکا اشاره کرده بود. که در آن برای طرحی به اسم ائورورا بودجه ای معادل ۴۵۵ میلیون دلار اختصاص یافته بود . از قرار معلوم ائورورا هواپیمایی است بدون سرنشین که سرعت آن تا ۶ برابر سرعت صوت می رسد و می تواند در صورت لزوم از جو خارج شده و بعد از انجام ماموریت دوباره به زمین برگردد.

آنچه مشخص است گروم لینک یک پایگاه هوایی معمولی نیست . چون دولتمردان آمریکایی با موضوع این پایگاه مثل بقیه پایگاهها به صورت عادی برخورد نمی کنند. آنها تا حد امکان سعی می کردند چندین پایگاهی را مخفی نگه دارند. اما بالاخره ماجرا لو رفت. اولین بار ماهواره های جاسوسی اتحاد جماهیر شوروی در اوج دوران جنگ سرد توانستند عکسهایی از این پایگاه هوایی به دست بیاورند. بعد سایر ماهواره های غیر نظامی توانستند عکسهایی با وضوح از این پایگاه بگیرند. البته عکسهایی که در آنها چیز زیادی معلوم و مشخص نبود. در این عکسها تنها باندهای فرود و آشیانه های هواپیما دیده می شود. و چیز دیگری در آنها به چشم نمی آید. با همه پیشرفتها و عکسهای ماهواره ای هنوز هم از این پایگاه در نقشه های عمومی آمریکا اثری دیده نمی شود و در نقشه های توپوگرافی سازمان زمین شناسی آمریکا تنها نشانه ای از معدن تعطیل شده گروم دیده می شود. جدول ناوبری منتشر شده از سوی وزارت حمل و نقل نوادا این منطقه را برای هواپیماها غیرقابل عبور تعیین کرده است. این سازمان منطقه ۵۱ را جزیی از سایت پروازی نوادا در نظر گرفته و علت ممنوعیت را همین موضوع اعلام کرده است. همین طورنقشه های  سازمان هوانوردی که دریاچه گروم را نشان می دهد باند پرواز و آشیانه ها را از قلم انداخته اند . اوضاع حتی در اطلس ملی هم به همین صورت است . در این اطلس سایت نوادا به طور کامل مشخص شده اما هیچ تفاوتی بین این سایت و مناطق اطرافش دیده نمی شود. با همه این مطالب به نظر می رسد هیچ منطقه ای در جهان برای آمریکایی ها از نظر امنیتی مهمتر از منطقه ۵۱ نیست.

 

آیا حقیقتی وجود دارد که ناسا بخواهد پنهان کند؟

تصویر منتشر شده از دو قمر سیاره زحل برای ناسا دردسرساز شده زیرا برخی از افراد معتقد به وجود بیگانگان فضایی، با مشاهده تغییرات گرافیکی عجیبی که در این تصویر اعمال شده، ناسا را متهم به پنهان کردن وجود سیاره‌ای شبه زمینی کرده‌اند

نظریه پردازان فرضیه بیگانگان فضایی مدرکی به دست آورده‌اند که می‌توانند بر اساس آن ناسارا متهم کنند در حال پنهان کردن این تصور بزرگ است که "ما در جهان تنها نیستیم!"

تصاویر ویدئویی که به تازگی بر روی وب سایت یوتیوب منتشر شده تصویری از قمرهای سیاره زحل، دیون و تایتان را نشان می‌دهد که توسط مدارگرد کاسینی سازمان ناسا به ثبت رسیده است. نکته‌ای که در این تصویر می‌تواند به ضرر ناسا تمام شود این است که این تصویر قبل از افزوده شدن به وب سایت تصویر روز ناسا، دستکاری دیجیتالی شده است.

در این تصاویر ویدئویی، عکس به اندازه‌ای روشن شده تا مخاطبان ببینند جرم بزرگی که می‌توان آن را در پس قمر دیون مشاهده کرد به همراه هاله رنگین کمانی آن به شکلی واضح با استفاده از نرم افزارهای ویرایش عکس سیاه شده‌اند.

با وجود اینکه مسئول ویرایش این تصویر توضیحاتی را درباره دلیل انجام این تغییرات در تصویر ارائه کرده، بسیاری از افرادی که به وجود بیگانگان فضایی اعتقاد دارند توضیحات وی را به هیچ وجه کافی نمی‌دانند.

به گزارش خبرگزاری مهر، "امیلی لکداوا" دلیل ایجاد تغییرات در این عکس را شیوه عکاسی کاسینی از دو قمر زحل عنوان کرده و می‌گوید به دلیل عکسبرداری رنگی کاسینی به صورت مجزا در سه طیف مختلف، در هنگام ترکیب سه طیف قمر دیون حرکت می‌کرد و وی برای تصحیح این مشکل مجبور به انجام این تغییرات شده است.

آغاز بارش شهابی جباری از 29 مهرماه

بر اساس اعلام مرکز علوم و ستاره شناسی تهران بارش شهابی جباری در روز 29 مهرماه آغاز می‌شود و از روز 10 آبان ماه این بارش به اوج خود می​رسد

به گزارش خبرگزاری مهر، بارش شهابی جباری از 10 تا 16 آبان ماه به اوج بارش خود می‌رسد و سرعت بارش این شهاب‌ها 66 کیلومتر بر ثانیه است.

بارش شهابی جباری یکی از بارش‌های شهابی سالانه است که کانون بارش آن در صورت فلکی جبار است. این بارش معمولا هر سال از نیمه‌های مهرماه آغاز می‌شود و تا روز ۱۶ ماه آبان فعال است. سرعت میانگین شهاب‌های این بارش نسبت به کره زمین در اوقات اوج این بارش معمولا حدود ۶۶ کیلومتر بر ثانیه است که نسبتا زیاد به شمار می‌آید اما شهاب‌های این بارش چندان روشن نیستند و در عوض از خود خاکستر بیشتری بر جا می‌گذارند.

طبق اعلام مرکز علوم و ستاره شناسی تهران، در ساعت 16 و 40 دقیقه امروز دوشنبه 19 مهرماه مقارنه هلال ماه با ستاره قلب عقرب آغاز می‌شود. در این پدیده نجومی ماه در 5/2 درجه از شمال و شمال شرق ستاره قلب عقرب قرار می‌گیرد.

در روز 20 مهرماه نیز در گره صعودی یعنی در طول نجومی 276 درجه قرار می‌گیرد و در روز 21 مهرماه، ماه ربیع الاول را می‌توان رصد کرد.

توضیح اینکه حالت‌های مختلف بخش روشن ماه از زمین به نام‌های مختلفی نامیده می‌شود که از آن جمله می‌توان به حالت‌های "ماه نو"، یک چهارم نخست (تربیع اول)، ماه تمام یا "بدر"، یک چهارم دوم (تربیع دوم) و ماه تاریک (محاق) اشاره کرد.

در روز 24 مهرماه نیز آسمان پذیرای مقارنه عطارد با خورشید خواهد بود. در این پدیده سیاره عطارد در فاصله 418/1 برابر شعاع زمینی قرار می‌گیرد.

ماه، در روز 26 مهرماه در نقطه اوج با فاصله 56/63 برابر شعاع زمینی قرار خواهد گرفت و در روز 28 مهرماه جاری، ماه در فاصله 5/6 درجه‌ای شمال و شمال غرب سیاره مشتری قرار می‌گیرد.

بر اساس اعلام مرکز علوم و ستاره شناسی تهران بارش شهابی جباری در روز 29 مهرماه آغاز می‌شود و از روز 10 آبان ماه این بارش به اوج خود می​رسد

به گزارش خبرگزاری مهر، بارش شهابی جباری از 10 تا 16 آبان ماه به اوج بارش خود می‌رسد و سرعت بارش این شهاب‌ها 66 کیلومتر بر ثانیه است.

بارش شهابی جباری یکی از بارش‌های شهابی سالانه است که کانون بارش آن در صورت فلکی جبار است. این بارش معمولا هر سال از نیمه‌های مهرماه آغاز می‌شود و تا روز ۱۶ ماه آبان فعال است. سرعت میانگین شهاب‌های این بارش نسبت به کره زمین در اوقات اوج این بارش معمولا حدود ۶۶ کیلومتر بر ثانیه است که نسبتا زیاد به شمار می‌آید اما شهاب‌های این بارش چندان روشن نیستند و در عوض از خود خاکستر بیشتری بر جا می‌گذارند.

طبق اعلام مرکز علوم و ستاره شناسی تهران، در ساعت 16 و 40 دقیقه امروز دوشنبه 19 مهرماه مقارنه هلال ماه با ستاره قلب عقرب آغاز می‌شود. در این پدیده نجومی ماه در 5/2 درجه از شمال و شمال شرق ستاره قلب عقرب قرار می‌گیرد.

در روز 20 مهرماه نیز در گره صعودی یعنی در طول نجومی 276 درجه قرار می‌گیرد و در روز 21 مهرماه، ماه ربیع الاول را می‌توان رصد کرد.

توضیح اینکه حالت‌های مختلف بخش روشن ماه از زمین به نام‌های مختلفی نامیده می‌شود که از آن جمله می‌توان به حالت‌های "ماه نو"، یک چهارم نخست (تربیع اول)، ماه تمام یا "بدر"، یک چهارم دوم (تربیع دوم) و ماه تاریک (محاق) اشاره کرد.

در روز 24 مهرماه نیز آسمان پذیرای مقارنه عطارد با خورشید خواهد بود. در این پدیده سیاره عطارد در فاصله 418/1 برابر شعاع زمینی قرار می‌گیرد.

ماه، در روز 26 مهرماه در نقطه اوج با فاصله 56/63 برابر شعاع زمینی قرار خواهد گرفت و در روز 28 مهرماه جاری، ماه در فاصله 5/6 درجه‌ای شمال و شمال غرب سیاره مشتری قرار می‌گیرد.

کوتوله های قهوه ای

کوتوله های قهوه ای جرم هایی هستند کوچکتر از ستارگان و بزرگتر از سیاره ها که به علت کم بودن جرمشان واکنشهای هسته ای در آنها انجام نشده و در نتیجه از خود نور ندارند و چون بسیار دورند دیده نمی شوند .

کوتوله های قهوه ای به سبب نیروی جاذبه افزایش یابنده شان در پی متراکم شدن دائمی شان پدید می آیند. منتشر کننده نیرومند پرتو فرو سرخ هستند که با ابزارهای جدید اندازه گیری می شوند . برخی از ستاره شناسان و دانشمندان فیزیک کیهانی این ها را همان جرم گم شده می دانند.

تئوری جرم گم شده ناشی از آن است که دانشمندان عقیده دارند در گیتی بیش از آنچه تصور می شود ماده وجود دارد و از جمله کهکشانها در آستری از ماده ای که دیده نمی شود پدیدار گشته اند و شکل گرفتن مارپیچی کهکشانهای جوان نیز به همین علت است . آنها می گویند گسترش گیتی از این نظر ادامه می یابد و به فشردگی دوباره آن و بانگ بزرگ دیگری منجر می شود که علاوه بر ماده روشن صد برابر و حتی بیشتر از این ماده تاریک وجود دارد که نیروی گرانش را خنثی کرده و وضعیت کیهان را ثابت نگه می دارد. این ماده را ذرات سنگین با عمل متقابل ضعیف نامیده اند و بر این نظرند که در ابتدا ۴ نیروی کوانتومی یعنی نیروی الکترومغناطیسی نیروی هسته ای قوی نیروی هسته ای ضعیف و نیروی گرانش یکی بودند و لحظاتی پیش از بانگ بزرگ که نیروی گرانش از ۳ نیروی دیگر جدا شد . این ماده تاریک که آن را فوتینو می نامند نیز سرنوشت جداگانه ای یافت .

فوتینو ماده ای است غیر باریونیک که ستاره کهکشان و خوشه های کهکشانی ایجاد نمی کند بلکه همچون اقیانوسی آنها را در بر می گیرد. چنانکه در هر متر مکعب فضای اطراف ما حدود ۱۰ هزار ذره فوتینو وجود دارد که نه تنها در فضای خالی بلکه در فضای پر شده توسط ماده معمولی مانند هوایی که تنفس می کنیم درون زمین سخت و داخل خورشید نیز پراکنده اند.

این ذرات از داخل بدن موجودات زنده از جمله انسانها بدون اینکه اثری مضر برجای گذارند عبور می کنند.

اخبار جدید در مورد نجوم

اخبار ۱ - هفت سین کهکشان

از زیبای ترین پدیده آسمان شب حلقه های سیاره کیوان یا زحل است . این حلقه ها اندازه های مختلفی دارند و سرتاسر این سیاره را فرا گرفته اند. گفته می شود که میلیارد ها سال پیش تجزیه یکی از قمرهای یخی کیوان باعث بوجود آمدن آنها شده است. به تازگی دانشمندان توانسته اند بزرگترین حلقه را به قطر ۲۴ میلیون کیلومتر کشف کنند.

یکی از قمرهای پوشیده از یخ سیاره مشتری که اندازه آن برابر ماه خودمان است امروزه این قمر به نام اروپاست که به عنوان یکی از مهمترین اجرامی که احتمال حیات در آن وجود دارد بررسی می شود. اقیانوسی زیر لایه یخی سطح اروپا وجود دارد که نیروی گرانش مشتری باعث بوجودآمدن جزر و مد آن می شود. دانشمندان امیدوارند تا با فرستادن یک ربات بتوانند اطلاعات بیشتری از این اقیانوس بدست آورد.

خیلی نمی شود نزدیک این منطقه شد . مگر شما خورشید این گوی حیات بخش بخش کهکشان راه شیری را نمی شناسید . ستاره غول پیکری که نبودش باعث مرگ زمین خواهد شد.  واکنََََش های هسته ای که در خورشید روی می دهد حرارتی برابر ۱۵ میلیون درجه سانتی گراد در مرکز آن   بوجود می آورد . خورشید بخشهای مختلفی دارد مثل زبانه - لکه و شعله .

بزرگترین قمر زحل و دومین قمر بزرگ منظومه شمسی تایتان است .     این قمر نارنجی پوشیده از دریاچه های زیادی است که در آنها متان وجود دارد. دمای این سیاره ۱۷۸ درجه سانتی گراد زیر صفر است که باعث می شود چیزهایی که روی زمین به حالت گاز هستند در آنجا به صورت مایع وجود داشته باشند.

اگر فکر می کنید که همه قمرها سرد و یخی هستند بهتر است نگاهی به یو بیندازید . یکی از قمرهای سیاره مشتری که دومین جرم با حرارت بسیار بالا بعد از خورشید در منظومه شمسی است . سطح یو پوشیده از آتشفشانهای زیادی است. به همین دلیل به آن قمر آتشفشانی هم گفته می شود. قطر دهانه بزرگترین آتشفشان آن ۲۰۰ کیلومتر است و دمای بعضی از قسمتهای آن ۱۲۰۰ درجه سانتی گراد است .

«انسلادوس» یک قمر یخی عجیب است که سطح آن حالت ترک خورده دارد و چالهای زیادی پر شده است. این قمر که یکی از ۶۰ قمر سیاره زحل است هر چند یک بار فورانی از یخ دارد و مثل آتشفشان عمل می کند ولی بجای مواد گداخته یخ به بیرون پرتاب می کند. فضا پیمای کاسینی تا به حال توانسته عکسهای زیبایی از انسلادوس بگیرد که به دانشمندان در شناخت این قمر کمک زیادی کرده است.

برگردیم به زمین . تعجب کردید! سین آخر سفره زمین خودمان است . تنها کره کهکشان راه شیری که می دانیم حیات روی آن وجود دارد . پس نمی شود آن را نادیده گرفت. کره پر از شگفتی که انتظارمان را می کشد.

خبر ۲ - سیاره مریخ عاری از موجودات زنده نیست

دانشمندان می گویند سیاره مریخ دارای مولکولهای ارگانیک کربن داری است که می تواند به عنوان یکی از نشانهای حیات بر این سیاره به حساب آید. ناسا خاک این سیاره ویکینگ به گزارش بی بی سی در سال ۱۹۷۶ زمانی که دو کاوشگر راه مورد مطالعه قرار دادند نشانه ای از مولکولهای کربن دار یافت نشد. ولی بعد از کشف پرکلرات در خاک بخش قطبی سیاره سرخ توسط کاوشگر فینکس در سال ۲۰۰۸ دانشمندان تصمیم گرفتند دوباره نتایج تحقیقات خود را مورد بازبینی قرار دهند. برای این منظور دانشمندان به صحرای آتاکاما در شیلی رفتند . محلی که گفته می شود شر ایط زیست محیطی شباهت بیشتری به مریخ دارد. آنها بعد از ترکیب پرکلرات با خاک این منطقه و گرما دادن به آن متوجه تولید گازهای کربن دی اکسید - کلرو متان و دی کلرو متان شدند. این سه ماده همان گازهایی هستند که کاوشگر وایکینگ از گرما دادن به خاک مریخ در سه دهه گذشته به دست آورده بود. یکی دیگر از  یافته - های دانشمندان این بود که این واکنش شیمیایی باعث از بین رفتن تمام ترکیبات ارگانیک در خاک می شد.رافائل ناوارو گنزالس از دانشگاه ملی مکزیکو سیتی که رهبری این مطالعه را بر عهده داشت میگوید نتایح مطالعه ما نشان می دهد که نه تنها مواد ارگانیک بلکه پرکلرات نیز احتمالا در محل کار کاوشگر وایکینگ حضور داشته است. البته این نتایج نمی تواند پاسخ قطعی به وجود حیات در مریخ باشد. ولی می تواند در  طریق حستجوی ما برای حیات در این تحقیق بسیار تاثیر گذار باشد. وی همچنین می گوید مواد ارگانیک هم می تواند از منابع بیولوزیکی تولید شود و هم غیر بیولوزیکی . همانطوری که بسیاری از شهاب سنگهایی که به زمین برخورد می کنند دائم مواد ارگانیک هستند. این مطالعات نشان می دهد که پرکلرات که یونی از کلرین و اکسیژن است برای میلیارد ها سال در خاک مریخ وجود داشته است. تنها زمانی خود را نشان می دهد که گرم شود و در این صورت تمام مواد ارگانیک خاک را نابود می سازد. جالب اینجاست که دانشمندان در زمان کار کاوشگر وایگینگ در مریخ تصور می کردند مواد دارای کلرینی در خاک یافت شده اند بخشی از مواد شوینده ای بوده است که برای تمیز کردن سفینه استفاده می شد و به صورت فاضلاب از آن خارج شده است. هنوز معلوم نیست مواد ارگانیک در خاک مریخ وجود داشته اند یا توسط شهاب سنگ از فضا اضافه شده اند. ناسا می گوید یافتن این امر یکی از اهداف ماموریت مریخ خواهد بود.

اخبار ۳

در سال‌های گذشته، شهاب سنگ‌های مختلفی با احتمال یک برخورد ویرانگر با زمین کشف شده‌اند اما محاسبات بعدی نشان دادند که در حقیقت به استثنای یک شهاب سنگ، سایر این اجرام تنها از کنار زمین عبور می‌کنند و به این سیاره برخورد یکی از این دو جسم تنها چند میکرومتر است، دیگری میلیاردها سال نوری وسعت دارد، یکی تصویر نرون‌های مغز موش است و دیگری تصویر شبیه‌سازی شده از جهان هستی.

مارک میلر یکی از دانشجویان دکتری دانشگاه براندیس برروی چگونگی اتصال نرون‌ها در مغز تحقیق می‌کند. وی با بریدن یک ورقه از مغز موش کار خود را انجام می‌دهد.

یک سال پیش، تیمی از دانشمندان اخترفیزیک از شبیه‌سازی کامپیوتری برای به تصویر کشیدن رشد و تکامل جهان استفاده کردند

 

تشابه شگفت‌انگیز در دو تحقیق متفاوت علمی

ایزاک آسیموف

نویسنده برجسته در عرصه عامه ((Isaac Asimov )) روز دوم ژانویه سالروز تولد ایزاک آسیموف فهم و یکی از بهترین و بر جسته ترین نویسندگان داستان های علمی ـ تخیلی است که در شهر پتروچی شوروی سابق به دنیا آمد. او فرزند یودا و آنا آسیموف بود که در سال ۱۹۲۳به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کردند و آسیموف در سال ۱۹۲۸ تبعه آمریکا شد .

آسیموف از همان ابتدا نبوغ خود را نشان داد و موفق شد در ۵ سالگی خواندن را بیاموزد و از ۱۱ سالگی شروع به نوشتن داستان های علمی ـ تخیلی خود کرد .سرانجام در ۱۸ سالگی موفق به چاپ اولین داستان خود در مجله داستانهای شگفت انگیز شد . او چند کلاس را در یک سال خواند و در ۵ سالگی دیپلم گرفت. سالهای بعد پلکان دانشگاه را یکی یکی بالا رفت تا به مدرک دکترای بیوشیمی رسید. مدتی هم در دانشگاه تدریس کرد اما این کار را به کل کنار گذاشت و به طور تمام وقت به نویسندگی پرداخت. شاید کار در مغازه لبنیات فروشی پدرش که در آن مجلات علمی - تخیلی هم فروخته می شد. که او را به نوشتن این گونه مطالب علاقه مند کرد. البته کار در مغازه پدرش بجز آشنا شدن او با مطالب علمی - تخیلی این فایده را هم برایش داشت که او را انسانی سحرخیز و دقیق بار آورد. به طوری که خودش می گوید: برای من مایه غرور است که هر چند ساعت شماطه داری دارم اما هیچگاه آن را کوک نمی کنم و ساعت ۶ صبح خودم از خواب بیدار می شوم . من هنوز به پدرم ثابت می کنم که آدم تنبلی نیستم .

زندگی عادی او چنین بود که راس ساعت ۶ صبح بیدار شود و در ساعت ۳۰/۷ پشت میز تحریر خود بنشیند و تا ۱۰ شب کار کند. آسیموف بسیار پرکار بود و حدود ۵۰۰ کتاب از کنابهای کودکان گرفته تا کتابهای دانشگاهی نوشت . از جمله مشهورترین رمانهای او مجموعه بنیاد کهکشانی است که جایزه هوگو یکی از دو جایزه معتبر ادبیات علمی - تخیلی را به خانه برد و در سال ۱۹۶۶ به عنوان بهترین مجموعه تمام دورانها شناخته شد.

ایراک آسیموف در سال ۱۹۹۲ در شهر نیویورک هنگام جراحی قلب به دلیل تزریق خون آلوده درگذشت. ده سال پس از مرگش نسخه جانت آسیموف از اتو بیوگرافی او که «زندگی خوبی بود» نام داشت آشکار شد که آسیموف از بیماری ایدز درگدشته است. ویروس اچ آی وی هنگام انتقال خون در عمل بای پس قلب به بدن او وارد شده بود. جانت آسیموف در مقدمه «زندگی خوبی بود» نوشته است آسیموف قصد داشت این مطلب را به اطلاع عموم برساند اما دکترها به توصیه کردند ساکت بماند زیرا رفتارهای تبعیض آمیز ضد ایدز ممکن بود برای اعضای خانواده اش مشکل ایجاد کند . ده سال بعد از مرگ او جانت و روبین به این نتیجه رسیدند که این داستان را دگر می توان بازگو کرد

http://ebooks.ketabnak.com/index.php?subcat=304 لینک دانلود کتاب های ایزاک آسیموف

 نیکولاس کوپرنیک (۱۵۴۳ - ۱۴۷۳)

بامدادان خورشید در شرق طلوع می کند. و شامگاهان در غرب به زیر خط افق فرو می رود. آیا خورشید براستی از شرق به غرب بر فراز آسمان حرکت می کند؟ در ظاهر این طور به نظر می رسد و انسانها طی سده های بسیاری هیچ شکی در این باره نداشتند آنها آنچه را که می دیدند باور داشتند و زمین را در مرکزیت عالم هستی می پنداشتند درست همانگونه که کتاب مقدس انجیل آموزش می دهد.

آنگاه در سال ۱۴۹۹ میلادی مرد جوان ۲۵ ساله ای از اهالی شهر تورن در پادشاهی لهستانی پروسیای غربی آن زمان به شهر « رم» آمد . نیکلاس کوپرنیک در دانشگاه های متعددی به تحصیل در رشته های  ریاضیات و اختر شناسی  حقوق و پزشکی پرداخته بود او در دانشگاه رم استاد اخترشناسی شد  و به شاگردانش علوم آسمان شناسی نقل شده از دوران های پیشین را که اخترشناس یونانی «بطلمیوس»  حدود ۱۳۷۰ سال قبل از زمان او بنیان نهاده بود تدریس می کرد. کلام اصلی فرضیه بطلمیوس  این بود که عالم از شرق به غرب به دور زمین می گردد.

ولی کوپرنیکوس - این نام لاتینی بود که او بعدا برای خودس بر گزیند - خود از آنچه درس می داد ناراضی بود بسیاری از چیزهایی که او مشاهده کرده بود با این فرضیه قابل توجیه و بیان نبود و خود فرضیه نیز دارای تضادها و نقایض هایی بود . مثلا چرا ستاره گان در مقایسه با ماه سریعتر حرکت می کردند تا در مقایسه با خورشید . چرا تعدادی از ستاره گان به ظاهر حرکت دورانی به دور آسمان داشتند ؟

کوپرنیک دریافت که بیش از او نیز متفکران و دانشمندان دیگری فرضیه بطلمیوس را مورد شک و تردید قرار دادند و حتی برخی فلاسفه یونانی بیش از او خورشید و نه زمین را در مرکزیت عالم هستی فرض میکردند . اما این فلاسفه نمی توانستند دلیل و مدرک و برهان قانع کننده ای برای فرضیه خود ارائه کنند. در نتیجه فرضیه بطلمیوس - کم همچنین با تاریخ پیدایش نقل شده در انجیل به خوبی مطابقت می کرد بعدها از سوی کلیسا به عنوان تنها نظریه صحیح شناخته و اعلام شد.

کوپرنیک با خود اندیشید که اگر دانشمندان و متفکران دیگر حق داشتند چه؟ آیا بسیاری ازپرسشهایی که برای او تکان دهنده بودند پاسخ داده نمی شد. او به این جهت تصمیم گرفت کرسی استادی خود را در دانشگاه ترک گوید تا بتواند عمیق تر  و اصولی تر به پژوهش در دانش اختر شناسی بپردازد . او پس از چند سال تحقیق و طلب علم در ایتالیا در سال ۱۵۰۱ به وطن خود بازگشت و در آنجا به عنوان متولی کلیسای جامع شهر فرائن بورگ در پورسیا و دبیر و مشاور عمویش بیشاپ منطقه ارم لند به کار پرداخت.  او به عنوان کشیش کلیسای شهر مراسم مذهبی را رهبری می کرد و به عنوان پزشک به معالجه و مداوای بیماران و معلولان جامعه خود می پرداخت. او به عنوان مخترع و نوآور یک سیستم سد بندی و ذخیره آب با یک آسیای آب ران اختراع کرد. که به وسیله آن آب آشامیدنی از یک رودخانه که در فاصله ۳ کیلومتری قرار داشت به داخل شهر هدایت می شد و بالاخره به عنوان ریاضیدان و حسابدار یک روش پولی سکه ای جدید برای پروسیای غربی و پادشاهی لهستان بنا نهاد.

کوپرنیک همچنین برای اینکه کلیسا بتواند برای جشنها و مراسم مذهبی خود در طول سال زمان های صحیح را رعایت کند تقویم بسیار دقیق جدیدی را محاسبه کرد . به ثمر رساندن تمامی این فعالیت ها شاید برای اغلب انسانها موجب به کار گرفتن همه تلاش و ظرفیت و نیروی  کاری آنها می گردید. ولی برای کوپرنیک این چنین نبود. این انسان خارق العاده در کنار تمامی این فعالیتها و مشاغل باز هم برای علم مورد علاقه خود یعنی اخترشناسی وقت پیدا می کرد. از آنجایی که نخستین تلسکوپ سالها پس از مرگ او اختراع شد او مجبور بود برای پژوهش در زمینه حرکات ، اجرام آسمانی تنها به چشمان خود متکی باشد و مشاهدات آسمانی خود را به اصطلاح با چشمان غیر مسلح انجام دهد. او برای این کار دستور داد در اتاق مطالعه اش در برج کلیسا شکافهایی در سقف ایجاد کنند . حال او می توانست شبها مشاهده کند  که ستاره گان چگونه در فراز این شکافها عبور می کنند. او مدار آنها را در آسمان با چشم تعقیب می کرد و سرعت حرکت ظاهری آنها را تعیین می نمود . او یافته های خود را قطعه به قطعه و جز به حز کنار هم می گذاشت . یافته هایی که روزی روش اختر شناسی کوپرنیکی را به وجود می آورد. روشی که امروزه هنوز هم اعتبار دارد.

کوپرنیک تقریبا ۴۰ سال برای تکمیل پژوهش های اخترشناسی خود وقت صرف کرد . زمانی که پژوهشهایش را به پایان رساند ثابت کرد که تصویر جهانی بطلمیوس اشتباه است. خورشید و سایر ستاره گان فقط در ظاهر به دور زمین می گردند. کوپرنیک ثابت کرد که در حقیقت این خورشید است که در مرکز جهان ما قرار دارد و زمین - مانند معدودی از اجرام آسمانی بزرگ دیگر که او مشاهده کرده بود -ژه دور خورشید در گردش است. او سیاره ها را پلانت نامید. که از واژه ایی یونانی به معنای مهاجر گرفته شده است. کوپرنیک به غیر از زمین ۵ سیاره دیگر را یافته بود . که عبارت بودن از عطارد، زهره، مریخ ، مشتری و زحل .

سالها پس از آن سه سیاره دیگر نیز کشف شدند. اورانوس، نپتون و پلوتون . مجموع این ۹ سیاره و خورشید دستگاه خورشیدی یا منظومه شمسی را می سازد. یکی از تعیین کننده ترین اصول فرضیه کوپرنیک چنین بیان می دارد . در حالی که زمین یک بار در سال به دور خورشید می گردد در همین مدت ۱۶۵ بار حول محور خویش می چرخد . در آنجایی که زمین رو به خورشید است روز و در بخش پشت به خورشید شب است. هر چرخش زمین خول محور خود نزدیک به ۲۴ ساعت طول می کشد .

و اما در باره ماه چه می توان گفت؟ کوپرنیک در این باره فرضیه بطلمیوس را تایید می کرد. و براین باور بود که ماه واقعا به دور زمین می چرخد . در حالی که زمین به دور خورشید می گردد و ماه به عنوان قمر زمین به همراه آن به دور خورشید می گردد فرضیه کوپرنیک به جز این دو واقعیت اصولی تعاریف و موارد بسیار گسترده تر دیگری را نیز در بر می گیرد.  این فرضیه اشتباهات بسیار بزرگی را که مردم قرنها درست می پنداشتند تصحیح می کرد .

کوپرنیک کتابهایی در باره کشف های خود تنوین کرد. اما سالها این آثار را در کشوی میز خود پنهان نگاه داشت. او می دانست که مردم به این اندیشه های نوین او خواهند خندید و خود او را نیز دیوانه خواهند پنداشت . او این را نیز می دانست که کلیسا فرضیه تصویر جهانی بطلمیوس را قبول داشت و به عنوان یک روحانی نمی خواست خود را با کلیسا درگیر کند. کوپرنیک نخست در سال ۱۵۴۳ زمانی که پیر شده و به مرگ نزدیک بود سرانجام تصمیم گرفت مجموعه آثارش را که شامل ۶ جلد کتاب می شد در معرض افکار عموم قرار دهد و منتشر کند. او مجموعه آثار خودش را گردش افلاک آسمانی نام نهاد. یک نسخه چاپ شده از محموعه آثارش درست قبل از مرگ در بستر بیماری به دست او رسید. چون او در آن زمان بیش از ۷۰ سال سن داشت و مفلوج و تقریبا نابینا بود. بعید به نظر می رسد که موفق به دیدن این اثر بزرگ چاپی شده باشد . اثری که او برای خلق و ایجاد آن  تمام عمرش را کار کرده بود.

کوپرنیک بدون آنکه بداند چه خدمت ارزنده ای و گرانبهایی به جهان بشریت کرده است دار فانی را وداع گفت . سرانجام پس از گذشت ۱۵۰ سال از مرگش دانشمندان اندیشه های او را پذیرفتند . کوپرنیک امروزه بیش از ۴ سده پس از مرگش یکی از بزرگترین ها در قلمرو دانش به شمار می آید.