این عکسی است که فضا پییمای وویجر از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان میدهد کارل ساکال فضانورد آمریکایی کتابی با همین عنوان نوشته است. در قسمتی از این کتاب می خوانیم: دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم تمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬ تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند. برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا” مطمئن بوده اند٬ تمامی شکارچیان و صیادان٬ تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی پادشاهان و رعایا٬ تمامی زوج های جوان عاشق٬ تمامی پدران و مادران٬ کودکان امیدوار، مخترعان و مکتشفان٬ تمامی معلمان اخلاق٬ تمامی سیاستمداران فاسد٬ تمامی «ابرستاره ها»٬ تمامی رهبران کبیر٬ تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما٬ آنجا زیسته اند٬ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است. تمامی شکوه و جلال ما٬ تمامی حس خود مهم بینی بی پایان ما٬ توهم اینکه ما دارای موقعیتی ممتاز در پهنه گیتی هستیم٬ به واسطه این عکس به چالش کشیده می شود. سیاره ما لکه ای گم شده در تاریکیکهکشانهاست. در این تیرگی و عظمت بی پایان٬ هیچ نشانه ای از اینکه کمکی از جایی میرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد٬ دیده نمی شود. زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست – حداقل در آینده نزدیک – که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند. مشاهدات٬ بله٬ استقرار٬ هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه٬ زمین تنها جایی است که می توانیم روی پای مان بایستیم . گفته شده که فضانوردی تجربه ای است شخصیت ساز که فرد را فروتن می سازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این٬ غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد. برای من٬ این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با یکدیگر٬ و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ٬ تنها خانه ای که تاکنون شناخته ایم. یک سند محرمانه “اف بی ای” در مورد اینکه چگونه افسران پلیس و ارتش شاهد انفجار یک بشقاب پرنده در شهر یوتاه بودند،فاش شده است. به گزارش انتخاب، در روز چهارم اپریل ۱۹۴۹، ماموران ویژه تلگرافی “فوری” به رئیس اداره یعنی ادگار هوور زدند. ادعا شده است، تصاویری که از این موجودات فضایی در این گزارش آمده است، واقعی است. این موجودات فضایی که مرده بودند توسط متخصصان کالبدشکافی شدند. این شاهدان گفته اند بر فراز کوه ها در نزدیکی “لوگان” در قسمت شمالی “سلت لیک سیتی”، این بشقاب پرنده منفجر شد. این سه نفر یک شی نقره ای رنگ در هوا که به کوهها در “سادرین کنیون” نزدیک می شد و منفجر شد را دیدند. در این سند امده است:تعدادی از ساکنان آن منطقه آن انفجار را دیدند که پس از آن، شی به زمین افتاد. در ادامه امده است: چندین شاهد این قضیه را به “اف بی ای” گفتند که انها بشقاب پرنده ی دیده اند که با سرعت بسیار زیاد در حال چرخ زدن در شهر بود. به گزارش انتخاب، در یکی از دیگر اسناد که نام آن “بشقاب پرنده ها” می باشد ” “هتل” فاش می سازد که یک جت شناسایی اعلام کرده است که سه بشقاب پرنده دیده شده اند. این مامور نیروی هوایی این اطلاعات را در اختیار “هتل” قرار داد. وی می گوید: افرادی که در این بشقاب پرنده بودند، بدنی شبیه به انسان داستند اما قدر آن ها، نزدیک به ۱ متر بود. آنها توسط دولت امریکا در “رزول” کالبد شکافی شدند. به گزارش انتخاب، مقامات ارتش یک اعلامیه مطبوعاتی منتشر کردند که اینگونه شروع می شود: شایعات در مورد بشقاب پرنده دیروز زمانی به حقیقت پیوست که مامور اطلاعات نیروی هوایی ، توانست این بشقاب پرنده را بدست اورد. بعد از آن، این خبر تیتر پر سر و صدای روزنامه ها شد. اما ارتش به سرعت داستان را تغییر داد و ادعا کرد که آن شی تنها یک بالن بوده است نه یک یک بشقاب پرنده! در سند دیگری که منتشر شده است و مربوط به سال ۱۹۴۷ است، ادعا شده است که یک شی یا بشقاب پرنده در نزدکی “رزول”دیده شده است. در این سنده امده است: این بشقاب پرنده به صورت ۶ ضلعی بود و توسط یک کابلی از یکالونی معلق شده بود. به گزارش انتخاب، این بشقاب پرنده و بالن به “رایت فیلد” برای تحقیقات بیشتر ارسال شده است به گزارش مهر، این سیاره با نام TrES-2b کمتر از یک درصد از نور دریافتی را بازتاب میدهد و از این رو به تاریک ترین سیاره ای تبدیل شده که تا کنون در جهان رصد شده است. این کشف در پی تحلیل اطلاعات به دست آمده از تلسکوپ کپلر که میتواند درباره درخشش ستارههای دور افتاده اطلاعات بسیار دقیقی را جمع آوری کند، رخ داده است. به گفته دیوید کیپینگ از مرکز مطالعات فیزیک اخترشناسی هاروارد- اسمیتسونیان میزان بازتابش سیاره TrES-2b بسیار کمتر از رنگ اکریلیک سیاه است، از این رو این سیاره سیاره ای واقعا بیگانه است. TrES-2b سیاره ای گازی به بزرگی سیاره مشتری است که در حدود 750 سال نوری از زمین فاصله داشته و برای اولین بار در سال 2006 رصد شد. دلیل تفاوت آشکار این سیاره با مشتری این است که مشتری توسط ابرهای آمونیاکی که میتوانند بیش از یک سوم نور دریافتی خود را بازتاب دهند، احاطه شده است. اما TrES-2b به دلیل داغ بودن بیش از اندازه از هیچ ابر آمونیاکی برخوردار نیست. این سیاره در مدار ستاره خود GSC 03549-02811 در فاصله ای پنج میلیون کیلومتری در حرکت است و این به آن معنی است که حرارت سطح سیاره میتواند در حدود هزار درجه سلسیوس باشد. در عوض اتمسفر این سیاره از مواد شیمیایی از قبیل بخار سدیم، پتاسیم و اکسید تیتانیوم گازی که نور را به خود جذب می کنند، تشکیل شده است اما این نیز نمی تواند تاریکی بیش از اندازه سیاره را به خوبی توجیه کند. با این همه TrES-2b کاملا تاریک نیست، حرارت بیش از اندازه داغ آن می تواند درخشش سرخ رنگ مبهمی را در سطح سیاره ایجاد کند، درست شبیه تکه ذغالی برافروخته. محققان تاریکی بیش از اندازه این سیاره را زمانی کشف کردند که نور ساطع شده از این سیاره را در هنگام گردش در مدار ستاره اش محاسبه کردند. بر اساس گزارش اسپیس، با ترکیب محاسبات دقیق کپلر و رصدهای انجام شده از 50 بار مدارگردی این سیاره اخترشناسان کمترین میزان تفاوت در درخشش این سیاره فراخورشیدی را ردیابی کردند، تفاوت درخشش در این سیاره تنها 6 بخش در یک میلیون است. به بیانی دیگر کپلر توانسته است به صورت مستقیم نور مرئی که از خود سیاره ساطع می شود را ردیابی و با دقت محاسبه کند. در واقع این روسها بودند که برای نخستین بار در تاریخ، ماهوارهای تحت عنوان اسپوتنیک به فضا فرستادند. این ماهواره در تاریخ 4اکتبر 1957 به فضا پرتاب شد. پرتاب اسپوتنیک آغازگر عصر مسابقه فضایی بود. پرتاب اسپوتنیک چه به لحاظ علمی و چه از نظر سیاسی یکی از مهمترین رویدادهای قرن بیستم محسوب میشود. مطالعه امواج رادیویی دریافتی از اسپوتنیک در زمین، اطلاعات زیادی را در مورد حرکت امواج رادیویی در یونوسفر برای دانشمندان فراهم آورد. با توسعه رقابت و دانش و فناوری ساخت فضاپیماها و گسترش اکتشافات فضایی، ایستگاههای فضایی نیز بهعنوان پدیدهای جدید پا به عرصه وجود گذاشتند. هتل فضایی بر مبنای اخبار انتشار یافته، روسیه اعلام کرده است که برنامهای برای ساخت هتلی موسوم به ایستگاه فضایی تجاری در یکی از مدارهای اطراف زمین و در فاصله 350کیلومتری کره خاکی در دست اجرا دارد. بر همین اساس این هتل استثنایی دارای 4کابین با ظرفیت پذیرش 4مسافر خواهد بود. بر اساس برآوردهای متخصصان، هزینه انجام سفر فضایی و اقامت در این هتل در مجموع 985هزار دلار خواهد شد. البته این هتل مانند هتلهای عادی دارای آشپزخانه نیست و غذاهای مسافران در زمین آماده و با موشک به هتل فضایی انتقال یافته و در آنجا آماده سرو کردن میشوند. در این هتل انواع نوشیدنیها جز نوشیدنیهای الکلی سرو میشود. این ایستگاه فضایی تجاری یا هتل فضایی در سال2016 بازگشایی میشود و به گفته مسئولان این پروژه، هتل فضایی نسبت به ایستگاه فضایی بینالمللی بسیار راحتتر و خوشایندتر است. سرگئی کاستنکوف، مدیر شرکت اوربیتال تکنولوژی که ساخت این هتل را به عهده دارد، میگوید: اتاقکی که قرار است ساخته شود هیچ شباهتی به ایستگاه فضایی بینالمللی ندارد زیرا درون یک هتل باید خوشایند بوده و از چشمانداز مناسبی برخوردار باشد. این پروژه قرار است به دست شرکت اوربیتال تکنولوژی (فناوریهای مداری) اجرایی شود.به گفته روسای شرکت یادشده، این هتل به افراد سرمایهدار و کارکنان شرکتهای خصوصی برای انجام تحقیقات در فضا سرویس خواهد داد. همچنین در برنامههای خود قصد دارد از فضانوردان درصورت بروز مشکل در ایستگاه فضایی بینالمللی پذیرایی کند. این احتمال نیز وجود دارد که مهمانان هتل به میزبانانی برای مهمانان ناخوانده دیگری تبدیل شوند؛ برنامهای که در آن قرار است این هتل بهعنوان پایگاه پشتیبان فضانوردان ساکن ایستگاه بینالمللی به کار گرفته شود تا در شرایط بحران این افراد بتوانند به هتل فضایی پناه ببرند. ایستگاه فضایی ایستگاه فضایی در واقع نوعی سازه است که برای زندگانی بشر در فضا طراحی و ساخته شدهاست. تاکنون تنها ایستگاههای مدار پایین به مرحله بهرهبرداری رسیدهاند که آنها را ایستگاه مداری نیز میخوانند. تفاوت ایستگاه فضایی با فضاپیماهای دیگر این است که در ایستگاه فضایی امکانات اساسی پیشرانی یا فرود بر زمین وجود ندارد، در عوض از وسایل نقلیه دیگر برای ترابری (چه از ایستگاه چه به ایستگاه) سود جسته میشود. ایستگاههای فضایی برای سکونت میانمدت چندهفتهای و چندماهه و حتی چندساله طراحی شدهاند که درازنایش میتواند چند هفته، چند ماه و حتی چند سال باشد. تنها ایستگاه فضاییای که اینک مورد استفاده است ایستگاه فضایی بینالمللی است. ایستگاههای فضایی پیشین الماز، سری سالیوت، اسکایلب و میر بودند. ایستگاه فضایی بینالمللی یک ایستگاه فضایی است که با مشارکت بیش از ۱۵کشور ساخته شده است. این ایستگاه فضایی در مدار زمین و در ارتفاع ۳۵۰کیلومتری از سطح زمین در حرکت است. سرعت آن در مدار معادل 27هزار و 700کیلومتر بر ساعت است، که به این ترتیب روزی ۱۵بار به دور سیاره زمین گردش میکند. ساخت کامل ایستگاه فضایی در سال2010 به اتمام رسیده است. ایستگاه فضایی بینالمللی ۴۵۰تن وزن دارد و ۱۲۰۰متر مکعب فضای کار، پژوهش و زندگی برای فضانوردان فراهم آورده است. ایستگاه فضایی بینالمللی در شب بهصورت ستارهای متحرک با چشم غیرمسلح قابل رؤیت است. این ایستگاه محصول همکاری مشترک سازمان ناسا، سازمان فضایی روسیه، سازمان فضایی اروپا، سازمان فضایی ژاپن و سازمان فضایی کاناداست. سازمان فضایی برزیل از طریق همکاری با ناسا با این برنامه مشارکت میکند. سازمان فضایی ایتالیا، هم بهعنوان یک عضو فعال در سازمان فضایی اروپا و هم بهطور مستقل در برنامه ایستگاه فضایی مشارکت میکند. سازمان فضایی چین نیز علاقه خود را برای پیوستن به جمع مشارکتکنندگان، بهویژه از طریق همکاری با سازمان فضایی روسیه اعلام کرده است. ایستگاه فضایی بینالمللی، در حقیقت فرزند و ترکیبی از چندین پروژه فضایی است که قبلا توسط کشورهای مختلف برنامهریزی شده بود. از جمله این برنامهها میتوان به ایستگاه فضایی میر متعلق به روسیه، ایستگاه فضایی آزادی ساختهشده توسط آمریکا، آزمایشگاه فضایی کلمبوس اروپا و آزمایشگاه فضایی کیبو متعلق به ژاپن اشاره کرد. حضور فضانوردان در ایستگاه فضایی بینالمللی از آغاز نخستین ماموریت در سال2000 تاکنون بدون وقفه ادامه داشته است. این ایستگاه در حالت عادی ظرفیت 3سرنشین دائمی را دارد، اگرچه هنگام اتصال فضاپیماها و ورود اردوهای جدید، تعداد فضانوردان درون ایستگاه بهطور موقت تا ۱۰نفر هم افزایش مییابد. یک فروند فضاپیمای سایوز با ظرفیت ۳نفر بهطور دائمی برای تخلیه اضطراری ایستگاه در هنگام خطر به آن متصل است. ابتدای کار ایستگاه، سرنشینان آن از سازمانهای فضایی روسیه و آمریکا انتخاب میشدند، تا اینکه در جولای ۲۰۰۶ یک فضانورد آلمانی سازمان فضایی اروپا، در قالب اردوی ۱۳ به ایستگاه فضایی بینالمللی سفر کرد. تاکنون روی هم رفته فضانوردانی از ۱۶ کشور جهان در این ایستگاه اقامت کردهاند.تخمین زده میشود که جمع هزینههای این ایستگاه از آغاز ساخت تا پایان حدود ۱۰۰میلیارد یورو شده باشد. به این ترتیب، ایستگاه فضایی بینالمللی پره به گزارش خبرگزاری مهر، "چشمها" در واقع دو کهکشان مارپیچ هستند که در صورت فلکی سنبله واقع شدهاند و توسط تلسکوپ VLT رصدخانه جنوبی اروپا (اسو) در شیلی عکسبرداری شدهاند. "چشمها" (The Eyes) در فاصله حدود 50 میلیون سال نوری از زمین واقع شدهاند. فاصله میان این دو کهکشان از هم در حدود 100 هزار سال نوری است. علت اینکه این دو کهکشان عنوان "چشمها" را گرفتهاند به دلیل مراکز آنها است که به صورت یک جفت کره سفید چشم دیده میشوند. حتی اگر مناطق مرکزی این دو کهکشان بسیار شبیه هم باشند بخشهای حومه آنها بسیار متفاوت هستند. به طوریکه کهکشان سمت راست (NGC 4435) فشرده شده تر است و به نظر میرسد که تقریباً بدون گاز و گرد و غبار باشد. این درحالی است که در کهکشان سمت چپ (NGC 4438) یک نوار واضح از گرد و غبار تیره درست در زیر هسته وجود دارد و در چپ مرکز آن ستارگان جوان و گاز دیده میشود. محتویات NGC 4438 در اثر یک فرایند خشن برخورد با کهکشان دیگری به اطراف پراکنده شدهاند و همین مسئله موجب شده است که شکل مارپیچ این کهکشان بدشکل باشد. این اتفاق مشابه آن چیزی است در کهکشان راه شیری در اثر برخورد با کهکشان آندرومدا در 3 یا 4 میلیارد سال قبل رخ داده است. کهکشان NGC 4435 میتواند مسئول این تصادف باشد. در حقیقت، برخی از ستاره شناسان بر این باورند که صدمات وارده به NGC 4438 میتواند نتیجه یک برخورد نزدیک باشد. به طوریکه 100 میلیون سال قبل، این دو کهکشان تنها به فاصله 16 هزار سال نوری از هم قرار گرفتند. یک احتمال دیگر این است که مسئول صدمه NGC 4438 کهکشان بیضی شکل غول پیکر "مسیه 86" باشد که از "چشمها" دورتر است و در این تصویر دیده نمیشود. به گزارش خبرگزاری مهر، تلسکوپ سوئیفت ناسا در 28 مارچ سال جاری انفجارهای درخشان و متعدد پرتو ایکس را از بخشی از آسمان ردیابی کرد، بخشی که تا پیش از این هیچ پرتو ایکسی در آن رصد نشده بود. اکنون دو تیم از اخترشناسان از دانشگاههای پنسیلوانیا و پارک و همچنین از مرکز هاروارد اسمیتسونیان اعلام کردند این انفجارها احتمالا تودههایی از ستارهای بودهاند که پس از نزدیک شدن بیش از اندازه به سیاهچالهای که در فاصله 4.5 میلیارد سال نوری از زمین قرار دارد، از هم دریده و نابود شده است. از آنجایی که این ستاره پیش از مرگ به دور سیاهچاله در حرکت بوده است، به حرکت خود به دور حفره ادامه داده و به تدریج توسط سیاهچاله بلعیده شده است. رصدهای جدید نشان میدهند برخی از بقایای این ستاره با سرعتی برابر 99.5 درصد سرعت نور به بیرون فوران کردهاند و سوئیفت به صورت اتفاقی در مسیر این فورانها قرار گرفت و توانست اولین رصد از چنین رویداد بزرگ کیهانی را به ثبت برساند. به گفته محققان این فورانها بسیار باریک هستند و در صورتی که به صورت اتفاقی در مسیر دید قرار بگیرند قابل مشاهدهاند، در غیر این صورت هرگز رصد نخواهند شد. مطالعه بر روی مدت زمان تداوم این فورانها میتواند جرم ستاره قربانی و فاصله مداری آن از سیاهچاله را آشکار سازد. اخترشناسان باور دارند بقایای این فوران هنوز قابل رصد است و احتمال میدهند بلعیده شدن کامل یک ستاره توسط این سیاهچاله ماهها به طول انجامد. salam be tamam khanandeghan aziz baba delemon khast ye baram be fingilish benevisim in akaharin up mane valy khob sar mizanam mikhastam begam faghat nazar nadid kamy ham be matalrbe weblog ha ham tavajo konid alan to jame ma kamtar kasy payda mishe ke be alm ahamiyat bede valy omidvaram in darsad azafe beshe khob age atelaaty dar bare ye man mikhain to porpfilam hast shayad ye webe dige zadam vaghty zadam hatman be he ton khabar midam bey bey bey bey bey bey خاستگاه اقیانوسهای روی زمین، یکی از معماهای حلنشده این سیاره است. شبیهسازی رایانهای اتصال آب به ذرات اولیوین، نشان میدهد آب همراه با غبار کیهانی و در ابتدای تشکیل این کره در آن وجود داشته است. خاستگاه اقیانوسهای روی زمین یکی از معماهای حلنشده این سیاره است. زمین در دل یک سحابی غبارآلود و در نزدیکی خورشید جوان شکلگرفته و به همین دلیل امکان ندارد در ابتدا آبی روی این کره باقیمانده باشد. بسیاری از محققین آب موجود در خردهسیارکها یا دنبالهدارهای یخی که با زمین برخورد کردهاند را منشاء آب روی زمین میدانند، اما آب موجود در این اجرام آسمانی غنی از دوتریوم و سنگین است و از سوی دیگر میزان پلاتین و دیگر عناصر کمیاب موجود در بستر اقیانوسها به حدی نیست که این فرضیه را تأیید کند. به گزارش آسمان پارس، تحقیق تازهای نشان میدهد آب، مایه حیات زمین از همان ابتدای پیدایش این کره همراه آن بوده و این ذرات کیهانی تشکیلدهنده زمین بودهاند که مولکولهای آن را به صورت یک اتصال محکم به این سیاره آوردهاند تا در برابر نور و حرارت خورشید جوان آزادشده و اقیانوسها را شکل دهد. البته مطابق این فرضیه باز هم برخورد اجرام آسمانی با زمین، منشاء بخشی از آبهای روی این کره خواهد بود. این نتایج تازه عدمهماهنگی میان درصد آب سنگین اقیانوسها با خردهسیارکهای یخی و عدم وجود ذرات به جامانده از آنها را در بستر اقیانوس به خوبی توجیه میکند. نورا د-لوو و همکارانش که این فرضیه را مطرح کردهاند، موفق به طراحی مدلی رایانهای شدهاند که لحظه اتصال آب به ذرات اولیوین -ماده معدنی موجود در غبار کیهانی و سطح سیارات منظومه شمسی- را نشان میدهد. مطابق این مدل اتصال آب به این ذرات با آزادشدن انرژی فراوانی همراه است و در نتیجه جدا کردن این مولکول از ذرات اولیوین نیازمند صرف انرژی قابلتوجهی خواهد بود که خورشید و حرارت بالای آن میتوانسته در اختیار زمین و این ذرات قرار دهد. مطابق این مدل ذرات اولیوین قادر بودهاند تا 630 درجه سانتیگراد اتصال مولکولی با آب را حفظ کنند. در نتیجه میتوانستهاند در طول تشکیل زمین هیدراته باقی بمانند. محققین معتقدند این آب پس از شکلگرفتن زمین در اثر نور و حرارت خورشید آزاد شده و اقیانوسهای روی زمین را شکل داده است. البته برخورد خردهسیارکهای یخی با زمین در اولین سالهای تشکیل منظومه شمسی غیرقابل اجتناب است و منشاء بخشی از آب روی زمین را این برخوردها تشکیل دادهاند. احتمالا معمای آینده درصد آبی است که توسط مکانیزمهای گوناگون روی زمین تشکیلشده و حیات را در آن آغاز کرده است. تازه ترین کشف تلسکوپ فضایی هرشل متعلق به آژانس فضایی اروپا که سال گذشته به فضا پرتابشده، کهکشانهای نامرئی دور دستی هستند که میتوانند به پرسشهایی در زمینه ماده تاریک و تولد ستارگان پاسخ دهند. پنج کهکشان دوردست به شکلی توسط غبار کیهانی پوشیده شدهاند که امکان رؤیت آنها در طولموجهای مرئی وجود ندارد. این کهکشانها توسط تلسکوپ فضایی هرشل متعلق به آژانس فضایی اروپا در محدوده طولموجهای زیرمیلیمتری و با فاصلهای نزدیک به 8 میلیارد سالنوری از زمین رصد شدهاند. از آنجا که این غبار کیهانی توسط ستارگان جوان تولید شده، این کشف میتواند دریچه تازهای رو به گذشته کیهان و زمان شکلگیری سریع ستارگان به روی اخترشناسان باز کند. تازه ترین کشف تلسکوپ فضایی هرشل متعلق به آژانس فضایی اروپا که سال گذشته به فضا پرتابشده، کهکشانهای نامرئی دور دستی هستند که میتوانند به پرسشهایی در زمینه ماده تاریک و تولد ستارگان پاسخ دهند. پنج کهکشان دوردست به شکلی توسط غبار کیهانی پوشیده شدهاند که امکان رؤیت آنها در طولموجهای مرئی وجود ندارد. این کهکشانها توسط تلسکوپ فضایی هرشل متعلق به آژانس فضایی اروپا در محدوده طولموجهای زیرمیلیمتری و با فاصلهای نزدیک به 8 میلیارد سالنوری از زمین رصد شدهاند. از آنجا که این غبار کیهانی توسط ستارگان جوان تولید شده، این کشف میتواند دریچه تازهای رو به گذشته کیهان و زمان شکلگیری سریع ستارگان به روی اخترشناسان باز کند. یکی از مهمترین پارامترهای یک جسم در جهان که برای محاسبه دیگر پارامترهای آن مورد محاسبه قرار میگیرد، فاصله آن از ما است. از روی فاصله اجسام میتوان به اطلاعاتی مهم و اساسی در مورد آنها رسید. از گذشتههای دور برای محاسبه فاصله اجرام آسمانی روشهایی ابداع شده بود. اما معمولا تمامی آنها در مورد اجرامی دورتر از سیارههای مریخ و مشتری جواب نمیدادند؛ زیرا دقت بسیار پایینی در ابزار اندازه گیری موجود بود. اما این روشها با گذر زمان پیشرفت کرد و روشهای جدیدی بوجود آمدند. در این مقاله به چهار نمونه از مهمترین روشهای اندازه گیری اشاره میکنیم اختلاف منظر ظاهری ستارگان بر اساس دمای سطحی و شکل طیفشان ، دسته بندی طیفی میشوند که این دسته بندی نوع طیف ستاره را مشخص میکند و با دانستن نوع طیف ستاره میتوان اطلاعاتی از جمله درخشندگی مطلق ستاره را محاسبه کرد. نموداری به نام هرتز پرونگ - راسل (H - R) وجودارد که درخشندگی مطلق ستارگان بسیاری را بر حسب رده بندی طیفی آنها به صورت تجربی و آماری مشخص میکند. از روی این نمودار و با طیف نگاری از این ستارگان میتوان درخشندگی مطلق هر ستاره را مشخص کرد. با بدست آوردن درخشندگی مطلق (L) با استفاده از فرمول سادهای که در مورد درخشندگی مطلق و ظاهری وجود دارد فاصله جرم محاسبه میشود. متغیرهای قیفاووسی و ابرنواختران از شاخصهای اندازه گیری فاصله هستند، زیرا تناوب آنها مستقیما با درخشندگی آنها رابطه دارد. متغییرهای قیفاووسی مهمترین ابزار برای محاسبه فاصله کهکشانها هستند. اخیرا ستاره شناسان با استفاده از ابرنواخترهای گروه I) a) میتوانند فاصله اجرام بسیار بسیار دور را نیز بدست بیاورند. زیرا درخشندگی این ابرنواختران به قدری زیاد میشود که میتوان آنها را از فواصل دور نیز رصد کرد. برای مثال در سال 1992 یک تیم از اخترشناسان از تغییرهای قیفاووسی یک کهکشان به نام IC 4182 برای تعیین فاصله آن از زمین استفاده کردند. روش دیگر برای محاسبه فاصله اجرام مخصوصا کهکشانها استفاده از قانون هابل است. در این روش از صورت ریاضی قانون هابل که به صورت زیر است استفاده میکنیم: در اوایل قرن هفدهم ، پیش از آنکه نیوتن قوانین حرکت خود را کشف کند، کپلر سه قانون اساسی خود را که برای توصیف حرکت سیارات بکار میرفت، اعلام کرد. کپلر این قوانین را از رصدهای دقیق و پر دامنهای که تیکو براهه از حرکت سیارات انجام داده بود، استنتاج کرد. قوانین کپلر پایه و اساس قوانین نیوتن و مکانیک کلاسیک برای توضیح حرکات سیارهای است. اگر حرکت یک سیاره را مد تظر قرار دهیم، ملاحظه میشود که تنها نیرویی که بر یک سیاره وارد میشود، نیروی گرانشی حاصل از خورشید و سیارات دیگر است، که مقدار این نیرو بر اساس قانون جهانی گرانشی تعیین میشود. همچنین میدانیم که نیروی گرانشی یک نیروی مرکزی متناسب با عکس مجذور فاصله است. لذا طبیعی است که مسیر حرکت باید به صورت مقاطع مخروطی باشد. دیدیم که نیروی وارد بر یک سیاره از نوع نیروهای مرکزی است. یک پیامد این قضیه را میتوان این گونه بیان نمود که چون نیرو مرکزی است، لذا گشتاور نیروی وارده که برابر با تغییرات زمانی اندازه حرکت زاویهای است باید صفر باشد. بنابراین اندازه حرکت زاویهای مقدار ثابتی است. همچنین بقای اندازه حرکت زاویهای بر قرار متضمن ثابت بودن خهت آن میباشد، لذا حرکت در یک صفحه خواهد بود. با استفاده از بقای اندازه حرکت زا ویهای میتوان سطح جاروب نشده بوسیله یک بردار شعاعی را که از خورشید تا سیاره امتداد دارد، بدست آورد. گفتیم که مسیر حرکت سیارات به دور خورشید، مسیرهای بیضی شکل هستند. هر بیضی به وسیله قطر و خروج از مرکز شناخته می شود . حال اگر بتوانیم دوره تناوب حرکت سیاره را برحسب فطر بزگ بیضی پیدا کنیم، ملاحظه می کنیم مربع دوره تناوب حرکت سیاره با توان سوم با مکعب نصف قطر بزرگ بیضی متناسب است. این بیان به عنوان قانون سوم کپلر معروف است و به این صورت بیان میشود که مربع زمان تناوب چرخش سیارات به دور خورشید با مکعب نصف محور بزرگ بیضی متناسب است. قوانین کپلر را به راحتی میتوان از قوانین حرکت نیوتن و قانون جهانی گرانشی وی بدست آورد. مسئله عکس یعنی استنتاج قوانین نیرو از قوانین کپلر و قانون حرکت ، مسئله سادهتری است و از نظر تاریخی اهمیت بسیاری دارد. چون از این راه بود که نیوتن قانون گرانشی را نتیجه گرفت. با در نظر گرفتن این حقیقت که مسئله نیروی مرکزی ، نوعی آرمان سازی مسئله فیزیکی واقعی است، لذا انتظار داریم که حرکات سیارات اندک انحرافی از قوانین کپلر داشته باشند. اول اینکه فرض کردهایم که خورشید ساکن باشد، حال آنکه در واقع ، در اثر جاذبه سیارات ، باید حرکت لنگی وار خفیفی داشته باشد. این اثر حتی در مورد سیارات بزرگ ناچیز است و بوسیله روشهای قابل تصحیح میباشد. با استفاده از قوانین کپلر میتوان مدار حرکت سفینههای فضایی را پیشگویی نمود. به این مشخصات مداری را که سفینه پیرامون خورشید خواهد پیمود با استفاده از محاسبات ریاضی تعیین میشود. البته این مسئله را در مورد اجرام سماوی مانند سیارات نیز میتوان انجام داد. مناطق مساوی محققان دانشگاه کورنل اعلام کردند امواج سونامی عظیمی از ذرات یخی در یکی از حلقههای زحل در حرکتاند که به واسطه یکی از قمرهای زحل به نام تایتان به وجود آمدهاند به گزارش خبرگزاری مهر، به گفته دانشمندان کشش گرانشی قمر تایتان ذرات حلقه درونی تر C زحل را به بالا کشیده و امواجی بزرگ متشکل از حفرهها و نقطههای اوج خلق کرده است. فیلیپ نیکولسون از دانشگاه کورنل معتقد است این پدیده کمی به سونامیهایی شباهت دارد که از یک زمین لرزه گسلی به وجود میآیند دانشمندان از گذشته درگیر حل معمای حفرههای موجود در حلقه C سیاره زحل بودهاند، پدیدهای که گاه به قمرهایی نسبت داده میشوند که در میان حلقهها در حرکت بوده و ساختار آن را به هم میریزند. دیگر حفرهها به نظر هیج اتصالی به قمرها ندارند و آنچه سئوالات بیشتری را در رابطه با این پدیدهها بر میانگیزد این است که ابعاد آنها تغییر کرده و حتی گاه و بی گاه ناپدید میشوند به گفته نیکولسون تعیین اینکه این حفرهها در کجای حلقهها قرار گرفتهاند و چه چیز آنها را باز نگه میدارد به مشکلی رو به رشد تبدیل شده است. کشف این سونامیها زمانی رخ داد که رصدگران رصد حلقهها را به شکل سه بعدی آغاز کرده و مشاهده کردند نقاط اوجی در حلقه C دیده میشود این موجها از زوایای دید مختلف می توانند حفره های حلقه را مختل کرده و یا کاملا از بین ببرند که این رویداد می تواند دلیل تمایل حفره ها به تغییر و ناپدید شدن از برابر چشم را توضیح دهد. معمای حفرهها در حالی ذهن اخترشناسان را به خود مشغول کرده که هنوز برای خود حلقههای زحل نیز منشا دقیقی یافته نشده است. بر اساس یکی از فرضیهها این حلقهها بقایای تخریب یک یا بیش از یک قمر از قمرهای زحل هستند که در اثر برخورد با شهاب سنگها و یا دیگر قمرهای سیاره تخریب شدهاند. حلقه C دومین حلقه درونی از میان هفت حلقه سیاره زحل به شمار میرود. دانشمندان با مطالعه حلقههای این سیاره میتوانند اطلاعاتی ارزشمند درباره حلقههای ستارهای که احتمال شکل گیری سیاره در آنها وجود دارد، به دست آورند. شایعات ونقل قولها درباره این منطقه از آمریکا بسیار زیاد است. آنقدر که هیچ توضیحی نمی تواند شکها را برطرف کند . قلب صحرای خشک نوادا جایی است که گویی امکان حیات و فعالیت را نمی دهد. اما جایی در این صحرای خشک و بی اب منبع شایعات در باره یکی از اسرارآمیزترین مناطق جهان است. جایی به اسم منطقه ۵۱ . ناحیه ای که نام آن اولین بار ۴۳ سال قبل در یک سند سازمان جاسوسی ایالات متحده دیده شد . در آن سند به یک پایگاه نظامی اشاره شده بود که در بخش کوچکی از جنوب صحرای نوادا قرار گرفته است. حایی در ۱۳۰ کیلومتری شهر لاس وگاس و در غرب بستر دریاچه خشک شده < گروم > دولت آمریکا تا سالها از پذیرش وجود چنین پایگاهی سرباز می زد. تا اینکه دولت فدرال نوادا به صورت رسمی پذیرفت که بستر خشک دریاچه گروم آزمایشگاه نیروی هوایی آمریکا است. اما طبیعت تحقیقات طبقه بندی پروازی مرموز و پر از شک و ابهام است. آنقدر پررمز و راز که به راحتی به پدیده ابهام برانگیزی مثل یوفوها ربط داده شود. آنقدر این سوال بارها و بارها پرسیده شده که آیا این منطقه جایی است که براستی به فضایی ها - یوفوها و پدیده های غیر زمینی مربوط است. درباره منطقه ۵۱ حرف وحدیثهای زیادی برسرزبانها است . اما مشهورترین آنها به حادثه رازول برمی گردد. تقریبا ۶۰ سال قبل در یک روز گرم تابستان سال ۱۹۴۷ یک شی ناشناس در شهر دهکده کوچک رازول از ایالت نیومکزیکو با زمین برخورد کرد. مک برازل مزرعه دار محلی گزارش اثبات این شی ناشناس را به نیروی هوایی رازول داد . نیروی هوایی بلافاصله منطقه را محاصره و بقایای این تصادف را از منطقه جمع آوری کرد . خیلی زود شایعاتی شروع شد که طبق آنها شی سقوط کرده یک یوفو بوده است. طرفداران این نظریه می گویند چند سرنشین یوفو مرده پیدا شده است. آنها حتی ادعا کرده اند که چندتا از آنها زنده دستگیر شده بودند. اما ارتش در اطلاعیه ای اعلام کرد : شی برخورد کرده به زمین یک بالن بلند پرواز نیروی هوایی بوده است. البته آنها هیچ توضیحی ندادند که چرا برای جمع کردن یک بالن نیاز به قشون کشی و محاصره این منطقه بوده است. به همین دلیل کسی این حرفها را باور نکرد. شایعات دهان به دهان پیچید و بعد از رونق گرفتن پایگاه منطقه ۵۱ عده ای این منطقه را محلی برای مطالعه روی یوفوها و همین طور بقای پیدا شده در آن حادثه می دانند. آنها می گویند آمریکایی ها در این منطقه مشغول مطالعه روی فضایی ها و تکنولوژی یوفوهای آنها هستند تا از راز آنها سردربیاورند. حتی عکسهایی از این حادثه روی اینترنت منتشر شد و دست به دست می چرخد. دهکده کوچک رازول به خاطر این حادثه تبدیل به یک شهر شده که بنیاد و موزه یوفو شناسی اش سالانه میلیونها بازدید کننده دارد. اکر چه خیلی ها همه این حرفها را توهم می دانند. گزارش های زیادی از دیده شدن اشیای عجیب در این منطقه وجود دارد. موحودات پرنده ناشناخته ای که دولت آمریکا هیچ واکنشی به آن نشان نمی دهد. به همین دلیل عده ای می گویند بیگانه ها سالها پیش با زمینی ها رابطه برقرار کرده اند و با آمریکاییها داد وستد دارند . بنابراین از این منطقه برای فرود به زمین استفاده می کنند. تنها شاهد آنها دیده شدن اشیای پرنده عجیب و غیر معمول در اطراف این منطقه است. در این بین سکوت مقامات رسمی بیشتر به این شایعات دامن می زند. آنها در جواب پرسشهای گاه و بی گاه خبرنگاران تنها پاسخ می دهند که این منطقه محل آزمایشهای هوایی ارتش است و هیچ توضیح دیگری نمی دهند. مخالفان این نظر حتی اگر موضوع را مربوط به فضایی ها ندانند اما باز هم می گویند پای فضا در میان است. طرفداران فیلمهای تخیلی این منطقه را مربوط به تحقیقات سفر در زمان و توسعه سفرهای فضایی با روشهای غیر معمول می دانند. تحقیقات روی سیستمهای پیشرانه و موتورهای خاص - درست مثل پروژه « ائورورا » یا طراحی موتور هسته ای برای هواپیما یا فضاپیماهای نسل جدید هستند. ائورورا آنطور که در مورد آن صحبت می کنند پروژه ای است که هدفش ساختن نسل بعدی هواپیمای اس آر ۷۱ است . پرنده عجیب که براساس شایعات اس آر ۹۱ خوانده می شود ویک هواپیمای مافوق صوت است . این موضوع از زمانی داغ شد که وزارت دفاع انگلیس در گزارشی که از اسناد محرمانه سالها قبلش منتشر می کند. به طرح یک هواپیمای مافوق صوت اشاره کرده بود. البته قبل از آن یک مجله آمریکایی به بندی از بودجه وزارت فاع آمریکا اشاره کرده بود. که در آن برای طرحی به اسم ائورورا بودجه ای معادل ۴۵۵ میلیون دلار اختصاص یافته بود . از قرار معلوم ائورورا هواپیمایی است بدون سرنشین که سرعت آن تا ۶ برابر سرعت صوت می رسد و می تواند در صورت لزوم از جو خارج شده و بعد از انجام ماموریت دوباره به زمین برگردد. آنچه مشخص است گروم لینک یک پایگاه هوایی معمولی نیست . چون دولتمردان آمریکایی با موضوع این پایگاه مثل بقیه پایگاهها به صورت عادی برخورد نمی کنند. آنها تا حد امکان سعی می کردند چندین پایگاهی را مخفی نگه دارند. اما بالاخره ماجرا لو رفت. اولین بار ماهواره های جاسوسی اتحاد جماهیر شوروی در اوج دوران جنگ سرد توانستند عکسهایی از این پایگاه هوایی به دست بیاورند. بعد سایر ماهواره های غیر نظامی توانستند عکسهایی با وضوح از این پایگاه بگیرند. البته عکسهایی که در آنها چیز زیادی معلوم و مشخص نبود. در این عکسها تنها باندهای فرود و آشیانه های هواپیما دیده می شود. و چیز دیگری در آنها به چشم نمی آید. با همه پیشرفتها و عکسهای ماهواره ای هنوز هم از این پایگاه در نقشه های عمومی آمریکا اثری دیده نمی شود و در نقشه های توپوگرافی سازمان زمین شناسی آمریکا تنها نشانه ای از معدن تعطیل شده گروم دیده می شود. جدول ناوبری منتشر شده از سوی وزارت حمل و نقل نوادا این منطقه را برای هواپیماها غیرقابل عبور تعیین کرده است. این سازمان منطقه ۵۱ را جزیی از سایت پروازی نوادا در نظر گرفته و علت ممنوعیت را همین موضوع اعلام کرده است. همین طورنقشه های سازمان هوانوردی که دریاچه گروم را نشان می دهد باند پرواز و آشیانه ها را از قلم انداخته اند . اوضاع حتی در اطلس ملی هم به همین صورت است . در این اطلس سایت نوادا به طور کامل مشخص شده اما هیچ تفاوتی بین این سایت و مناطق اطرافش دیده نمی شود. با همه این مطالب به نظر می رسد هیچ منطقه ای در جهان برای آمریکایی ها از نظر امنیتی مهمتر از منطقه ۵۱ نیست. تصویر منتشر شده از دو قمر سیاره زحل برای ناسا دردسرساز شده زیرا برخی از افراد معتقد به وجود بیگانگان فضایی، با مشاهده تغییرات گرافیکی عجیبی که در این تصویر اعمال شده، ناسا را متهم به پنهان کردن وجود سیارهای شبه زمینی کردهاند نظریه پردازان فرضیه بیگانگان فضایی مدرکی به دست آوردهاند که میتوانند بر اساس آن ناسارا متهم کنند در حال پنهان کردن این تصور بزرگ است که "ما در جهان تنها نیستیم!" تصاویر ویدئویی که به تازگی بر روی وب سایت یوتیوب منتشر شده تصویری از قمرهای سیاره زحل، دیون و تایتان را نشان میدهد که توسط مدارگرد کاسینی سازمان ناسا به ثبت رسیده است. نکتهای که در این تصویر میتواند به ضرر ناسا تمام شود این است که این تصویر قبل از افزوده شدن به وب سایت تصویر روز ناسا، دستکاری دیجیتالی شده است. در این تصاویر ویدئویی، عکس به اندازهای روشن شده تا مخاطبان ببینند جرم بزرگی که میتوان آن را در پس قمر دیون مشاهده کرد به همراه هاله رنگین کمانی آن به شکلی واضح با استفاده از نرم افزارهای ویرایش عکس سیاه شدهاند. با وجود اینکه مسئول ویرایش این تصویر توضیحاتی را درباره دلیل انجام این تغییرات در تصویر ارائه کرده، بسیاری از افرادی که به وجود بیگانگان فضایی اعتقاد دارند توضیحات وی را به هیچ وجه کافی نمیدانند. به گزارش خبرگزاری مهر، "امیلی لکداوا" دلیل ایجاد تغییرات در این عکس را شیوه عکاسی کاسینی از دو قمر زحل عنوان کرده و میگوید به دلیل عکسبرداری رنگی کاسینی به صورت مجزا در سه طیف مختلف، در هنگام ترکیب سه طیف قمر دیون حرکت میکرد و وی برای تصحیح این مشکل مجبور به انجام این تغییرات شده است. بر اساس اعلام مرکز علوم و ستاره شناسی تهران بارش شهابی جباری در روز 29 مهرماه آغاز میشود و از روز 10 آبان ماه این بارش به اوج خود میرسد به گزارش خبرگزاری مهر، بارش شهابی جباری از 10 تا 16 آبان ماه به اوج بارش خود میرسد و سرعت بارش این شهابها 66 کیلومتر بر ثانیه است. بارش شهابی جباری یکی از بارشهای شهابی سالانه است که کانون بارش آن در صورت فلکی جبار است. این بارش معمولا هر سال از نیمههای مهرماه آغاز میشود و تا روز ۱۶ ماه آبان فعال است. سرعت میانگین شهابهای این بارش نسبت به کره زمین در اوقات اوج این بارش معمولا حدود ۶۶ کیلومتر بر ثانیه است که نسبتا زیاد به شمار میآید اما شهابهای این بارش چندان روشن نیستند و در عوض از خود خاکستر بیشتری بر جا میگذارند. طبق اعلام مرکز علوم و ستاره شناسی تهران، در ساعت 16 و 40 دقیقه امروز دوشنبه 19 مهرماه مقارنه هلال ماه با ستاره قلب عقرب آغاز میشود. در این پدیده نجومی ماه در 5/2 درجه از شمال و شمال شرق ستاره قلب عقرب قرار میگیرد. در روز 20 مهرماه نیز در گره صعودی یعنی در طول نجومی 276 درجه قرار میگیرد و در روز 21 مهرماه، ماه ربیع الاول را میتوان رصد کرد. توضیح اینکه حالتهای مختلف بخش روشن ماه از زمین به نامهای مختلفی نامیده میشود که از آن جمله میتوان به حالتهای "ماه نو"، یک چهارم نخست (تربیع اول)، ماه تمام یا "بدر"، یک چهارم دوم (تربیع دوم) و ماه تاریک (محاق) اشاره کرد. در روز 24 مهرماه نیز آسمان پذیرای مقارنه عطارد با خورشید خواهد بود. در این پدیده سیاره عطارد در فاصله 418/1 برابر شعاع زمینی قرار میگیرد. ماه، در روز 26 مهرماه در نقطه اوج با فاصله 56/63 برابر شعاع زمینی قرار خواهد گرفت و در روز 28 مهرماه جاری، ماه در فاصله 5/6 درجهای شمال و شمال غرب سیاره مشتری قرار میگیرد. بر اساس اعلام مرکز علوم و ستاره شناسی تهران بارش شهابی جباری در روز 29 مهرماه آغاز میشود و از روز 10 آبان ماه این بارش به اوج خود میرسد به گزارش خبرگزاری مهر، بارش شهابی جباری از 10 تا 16 آبان ماه به اوج بارش خود میرسد و سرعت بارش این شهابها 66 کیلومتر بر ثانیه است. بارش شهابی جباری یکی از بارشهای شهابی سالانه است که کانون بارش آن در صورت فلکی جبار است. این بارش معمولا هر سال از نیمههای مهرماه آغاز میشود و تا روز ۱۶ ماه آبان فعال است. سرعت میانگین شهابهای این بارش نسبت به کره زمین در اوقات اوج این بارش معمولا حدود ۶۶ کیلومتر بر ثانیه است که نسبتا زیاد به شمار میآید اما شهابهای این بارش چندان روشن نیستند و در عوض از خود خاکستر بیشتری بر جا میگذارند. طبق اعلام مرکز علوم و ستاره شناسی تهران، در ساعت 16 و 40 دقیقه امروز دوشنبه 19 مهرماه مقارنه هلال ماه با ستاره قلب عقرب آغاز میشود. در این پدیده نجومی ماه در 5/2 درجه از شمال و شمال شرق ستاره قلب عقرب قرار میگیرد. در روز 20 مهرماه نیز در گره صعودی یعنی در طول نجومی 276 درجه قرار میگیرد و در روز 21 مهرماه، ماه ربیع الاول را میتوان رصد کرد. توضیح اینکه حالتهای مختلف بخش روشن ماه از زمین به نامهای مختلفی نامیده میشود که از آن جمله میتوان به حالتهای "ماه نو"، یک چهارم نخست (تربیع اول)، ماه تمام یا "بدر"، یک چهارم دوم (تربیع دوم) و ماه تاریک (محاق) اشاره کرد. در روز 24 مهرماه نیز آسمان پذیرای مقارنه عطارد با خورشید خواهد بود. در این پدیده سیاره عطارد در فاصله 418/1 برابر شعاع زمینی قرار میگیرد. ماه، در روز 26 مهرماه در نقطه اوج با فاصله 56/63 برابر شعاع زمینی قرار خواهد گرفت و در روز 28 مهرماه جاری، ماه در فاصله 5/6 درجهای شمال و شمال غرب سیاره مشتری قرار میگیرد. کوتوله های قهوه ای جرم هایی هستند کوچکتر از ستارگان و بزرگتر از سیاره ها که به علت کم بودن جرمشان واکنشهای هسته ای در آنها انجام نشده و در نتیجه از خود نور ندارند و چون بسیار دورند دیده نمی شوند . کوتوله های قهوه ای به سبب نیروی جاذبه افزایش یابنده شان در پی متراکم شدن دائمی شان پدید می آیند. منتشر کننده نیرومند پرتو فرو سرخ هستند که با ابزارهای جدید اندازه گیری می شوند . برخی از ستاره شناسان و دانشمندان فیزیک کیهانی این ها را همان جرم گم شده می دانند. تئوری جرم گم شده ناشی از آن است که دانشمندان عقیده دارند در گیتی بیش از آنچه تصور می شود ماده وجود دارد و از جمله کهکشانها در آستری از ماده ای که دیده نمی شود پدیدار گشته اند و شکل گرفتن مارپیچی کهکشانهای جوان نیز به همین علت است . آنها می گویند گسترش گیتی از این نظر ادامه می یابد و به فشردگی دوباره آن و بانگ بزرگ دیگری منجر می شود که علاوه بر ماده روشن صد برابر و حتی بیشتر از این ماده تاریک وجود دارد که نیروی گرانش را خنثی کرده و وضعیت کیهان را ثابت نگه می دارد. این ماده را ذرات سنگین با عمل متقابل ضعیف نامیده اند و بر این نظرند که در ابتدا ۴ نیروی کوانتومی یعنی نیروی الکترومغناطیسی نیروی هسته ای قوی نیروی هسته ای ضعیف و نیروی گرانش یکی بودند و لحظاتی پیش از بانگ بزرگ که نیروی گرانش از ۳ نیروی دیگر جدا شد . این ماده تاریک که آن را فوتینو می نامند نیز سرنوشت جداگانه ای یافت . فوتینو ماده ای است غیر باریونیک که ستاره کهکشان و خوشه های کهکشانی ایجاد نمی کند بلکه همچون اقیانوسی آنها را در بر می گیرد. چنانکه در هر متر مکعب فضای اطراف ما حدود ۱۰ هزار ذره فوتینو وجود دارد که نه تنها در فضای خالی بلکه در فضای پر شده توسط ماده معمولی مانند هوایی که تنفس می کنیم درون زمین سخت و داخل خورشید نیز پراکنده اند. این ذرات از داخل بدن موجودات زنده از جمله انسانها بدون اینکه اثری مضر برجای گذارند عبور می کنند. از زیبای ترین پدیده آسمان شب حلقه های سیاره کیوان یا زحل است . این حلقه ها اندازه های مختلفی دارند و سرتاسر این سیاره را فرا گرفته اند. گفته می شود که میلیارد ها سال پیش تجزیه یکی از قمرهای یخی کیوان باعث بوجود آمدن آنها شده است. به تازگی دانشمندان توانسته اند بزرگترین حلقه را به قطر ۲۴ میلیون کیلومتر کشف کنند. یکی از قمرهای پوشیده از یخ سیاره مشتری که اندازه آن برابر ماه خودمان است امروزه این قمر به نام اروپاست که به عنوان یکی از مهمترین اجرامی که احتمال حیات در آن وجود دارد بررسی می شود. اقیانوسی زیر لایه یخی سطح اروپا وجود دارد که نیروی گرانش مشتری باعث بوجودآمدن جزر و مد آن می شود. دانشمندان امیدوارند تا با فرستادن یک ربات بتوانند اطلاعات بیشتری از این اقیانوس بدست آورد. خیلی نمی شود نزدیک این منطقه شد . مگر شما خورشید این گوی حیات بخش بخش کهکشان راه شیری را نمی شناسید . ستاره غول پیکری که نبودش باعث مرگ زمین خواهد شد. واکنََََش های هسته ای که در خورشید روی می دهد حرارتی برابر ۱۵ میلیون درجه سانتی گراد در مرکز آن بوجود می آورد . خورشید بخشهای مختلفی دارد مثل زبانه - لکه و شعله . بزرگترین قمر زحل و دومین قمر بزرگ منظومه شمسی تایتان است . این قمر نارنجی پوشیده از دریاچه های زیادی است که در آنها متان وجود دارد. دمای این سیاره ۱۷۸ درجه سانتی گراد زیر صفر است که باعث می شود چیزهایی که روی زمین به حالت گاز هستند در آنجا به صورت مایع وجود داشته باشند. اگر فکر می کنید که همه قمرها سرد و یخی هستند بهتر است نگاهی به یو بیندازید . یکی از قمرهای سیاره مشتری که دومین جرم با حرارت بسیار بالا بعد از خورشید در منظومه شمسی است . سطح یو پوشیده از آتشفشانهای زیادی است. به همین دلیل به آن قمر آتشفشانی هم گفته می شود. قطر دهانه بزرگترین آتشفشان آن ۲۰۰ کیلومتر است و دمای بعضی از قسمتهای آن ۱۲۰۰ درجه سانتی گراد است . «انسلادوس» یک قمر یخی عجیب است که سطح آن حالت ترک خورده دارد و چالهای زیادی پر شده است. این قمر که یکی از ۶۰ قمر سیاره زحل است هر چند یک بار فورانی از یخ دارد و مثل آتشفشان عمل می کند ولی بجای مواد گداخته یخ به بیرون پرتاب می کند. فضا پیمای کاسینی تا به حال توانسته عکسهای زیبایی از انسلادوس بگیرد که به دانشمندان در شناخت این قمر کمک زیادی کرده است. برگردیم به زمین . تعجب کردید! سین آخر سفره زمین خودمان است . تنها کره کهکشان راه شیری که می دانیم حیات روی آن وجود دارد . پس نمی شود آن را نادیده گرفت. کره پر از شگفتی که انتظارمان را می کشد. خبر ۲ - سیاره مریخ عاری از موجودات زنده نیست دانشمندان می گویند سیاره مریخ دارای مولکولهای ارگانیک کربن داری است که می تواند به عنوان یکی از نشانهای حیات بر این سیاره به حساب آید. ناسا خاک این سیاره ویکینگ به گزارش بی بی سی در سال ۱۹۷۶ زمانی که دو کاوشگر راه مورد مطالعه قرار دادند نشانه ای از مولکولهای کربن دار یافت نشد. ولی بعد از کشف پرکلرات در خاک بخش قطبی سیاره سرخ توسط کاوشگر فینکس در سال ۲۰۰۸ دانشمندان تصمیم گرفتند دوباره نتایج تحقیقات خود را مورد بازبینی قرار دهند. برای این منظور دانشمندان به صحرای آتاکاما در شیلی رفتند . محلی که گفته می شود شر ایط زیست محیطی شباهت بیشتری به مریخ دارد. آنها بعد از ترکیب پرکلرات با خاک این منطقه و گرما دادن به آن متوجه تولید گازهای کربن دی اکسید - کلرو متان و دی کلرو متان شدند. این سه ماده همان گازهایی هستند که کاوشگر وایکینگ از گرما دادن به خاک مریخ در سه دهه گذشته به دست آورده بود. یکی دیگر از یافته - های دانشمندان این بود که این واکنش شیمیایی باعث از بین رفتن تمام ترکیبات ارگانیک در خاک می شد.رافائل ناوارو گنزالس از دانشگاه ملی مکزیکو سیتی که رهبری این مطالعه را بر عهده داشت میگوید نتایح مطالعه ما نشان می دهد که نه تنها مواد ارگانیک بلکه پرکلرات نیز احتمالا در محل کار کاوشگر وایکینگ حضور داشته است. البته این نتایج نمی تواند پاسخ قطعی به وجود حیات در مریخ باشد. ولی می تواند در طریق حستجوی ما برای حیات در این تحقیق بسیار تاثیر گذار باشد. وی همچنین می گوید مواد ارگانیک هم می تواند از منابع بیولوزیکی تولید شود و هم غیر بیولوزیکی . همانطوری که بسیاری از شهاب سنگهایی که به زمین برخورد می کنند دائم مواد ارگانیک هستند. این مطالعات نشان می دهد که پرکلرات که یونی از کلرین و اکسیژن است برای میلیارد ها سال در خاک مریخ وجود داشته است. تنها زمانی خود را نشان می دهد که گرم شود و در این صورت تمام مواد ارگانیک خاک را نابود می سازد. جالب اینجاست که دانشمندان در زمان کار کاوشگر وایگینگ در مریخ تصور می کردند مواد دارای کلرینی در خاک یافت شده اند بخشی از مواد شوینده ای بوده است که برای تمیز کردن سفینه استفاده می شد و به صورت فاضلاب از آن خارج شده است. هنوز معلوم نیست مواد ارگانیک در خاک مریخ وجود داشته اند یا توسط شهاب سنگ از فضا اضافه شده اند. ناسا می گوید یافتن این امر یکی از اهداف ماموریت مریخ خواهد بود. اخبار ۳ در سالهای گذشته، شهاب سنگهای مختلفی با احتمال یک برخورد ویرانگر با زمین کشف شدهاند اما محاسبات بعدی نشان دادند که در حقیقت به استثنای یک شهاب سنگ، سایر این اجرام تنها از کنار زمین عبور میکنند و به این سیاره برخورد یکی از این دو جسم تنها چند میکرومتر است، دیگری میلیاردها سال نوری وسعت دارد، یکی تصویر نرونهای مغز موش است و دیگری تصویر شبیهسازی شده از جهان هستی. یک سال پیش، تیمی از دانشمندان اخترفیزیک از شبیهسازی کامپیوتری برای به تصویر کشیدن رشد و تکامل جهان استفاده کردند آسیموف از همان ابتدا نبوغ خود را نشان داد و موفق شد در ۵ سالگی خواندن را بیاموزد و از ۱۱ سالگی شروع به نوشتن داستان های علمی ـ تخیلی خود کرد .سرانجام در ۱۸ سالگی موفق به چاپ اولین داستان خود در مجله داستانهای شگفت انگیز شد . او چند کلاس را در یک سال خواند و در ۵ سالگی دیپلم گرفت. سالهای بعد پلکان دانشگاه را یکی یکی بالا رفت تا به مدرک دکترای بیوشیمی رسید. مدتی هم در دانشگاه تدریس کرد اما این کار را به کل کنار گذاشت و به طور تمام وقت به نویسندگی پرداخت. شاید کار در مغازه لبنیات فروشی پدرش که در آن مجلات علمی - تخیلی هم فروخته می شد. که او را به نوشتن این گونه مطالب علاقه مند کرد. البته کار در مغازه پدرش بجز آشنا شدن او با مطالب علمی - تخیلی این فایده را هم برایش داشت که او را انسانی سحرخیز و دقیق بار آورد. به طوری که خودش می گوید: برای من مایه غرور است که هر چند ساعت شماطه داری دارم اما هیچگاه آن را کوک نمی کنم و ساعت ۶ صبح خودم از خواب بیدار می شوم . من هنوز به پدرم ثابت می کنم که آدم تنبلی نیستم . زندگی عادی او چنین بود که راس ساعت ۶ صبح بیدار شود و در ساعت ۳۰/۷ پشت میز تحریر خود بنشیند و تا ۱۰ شب کار کند. آسیموف بسیار پرکار بود و حدود ۵۰۰ کتاب از کنابهای کودکان گرفته تا کتابهای دانشگاهی نوشت . از جمله مشهورترین رمانهای او مجموعه بنیاد کهکشانی است که جایزه هوگو یکی از دو جایزه معتبر ادبیات علمی - تخیلی را به خانه برد و در سال ۱۹۶۶ به عنوان بهترین مجموعه تمام دورانها شناخته شد. ایراک آسیموف در سال ۱۹۹۲ در شهر نیویورک هنگام جراحی قلب به دلیل تزریق خون آلوده درگذشت. ده سال پس از مرگش نسخه جانت آسیموف از اتو بیوگرافی او که «زندگی خوبی بود» نام داشت آشکار شد که آسیموف از بیماری ایدز درگدشته است. ویروس اچ آی وی هنگام انتقال خون در عمل بای پس قلب به بدن او وارد شده بود. جانت آسیموف در مقدمه «زندگی خوبی بود» نوشته است آسیموف قصد داشت این مطلب را به اطلاع عموم برساند اما دکترها به توصیه کردند ساکت بماند زیرا رفتارهای تبعیض آمیز ضد ایدز ممکن بود برای اعضای خانواده اش مشکل ایجاد کند . ده سال بعد از مرگ او جانت و روبین به این نتیجه رسیدند که این داستان را دگر می توان بازگو کرد. http://ebooks.ketabnak.com/index.php?subcat=304 لینک دانلود کتاب های ایزاک آسیموف بامدادان خورشید در شرق طلوع می کند. و شامگاهان در غرب به زیر خط افق فرو می رود. آیا خورشید براستی از شرق به غرب بر فراز آسمان حرکت می کند؟ در ظاهر این طور به نظر می رسد و انسانها طی سده های بسیاری هیچ شکی در این باره نداشتند آنها آنچه را که می دیدند باور داشتند و زمین را در مرکزیت عالم هستی می پنداشتند درست همانگونه که کتاب مقدس انجیل آموزش می دهد. آنگاه در سال ۱۴۹۹ میلادی مرد جوان ۲۵ ساله ای از اهالی شهر تورن در پادشاهی لهستانی پروسیای غربی آن زمان به شهر « رم» آمد . نیکلاس کوپرنیک در دانشگاه های متعددی به تحصیل در رشته های ریاضیات و اختر شناسی حقوق و پزشکی پرداخته بود او در دانشگاه رم استاد اخترشناسی شد و به شاگردانش علوم آسمان شناسی نقل شده از دوران های پیشین را که اخترشناس یونانی «بطلمیوس» حدود ۱۳۷۰ سال قبل از زمان او بنیان نهاده بود تدریس می کرد. کلام اصلی فرضیه بطلمیوس این بود که عالم از شرق به غرب به دور زمین می گردد. ولی کوپرنیکوس - این نام لاتینی بود که او بعدا برای خودس بر گزیند - خود از آنچه درس می داد ناراضی بود بسیاری از چیزهایی که او مشاهده کرده بود با این فرضیه قابل توجیه و بیان نبود و خود فرضیه نیز دارای تضادها و نقایض هایی بود . مثلا چرا ستاره گان در مقایسه با ماه سریعتر حرکت می کردند تا در مقایسه با خورشید . چرا تعدادی از ستاره گان به ظاهر حرکت دورانی به دور آسمان داشتند ؟ کوپرنیک دریافت که بیش از او نیز متفکران و دانشمندان دیگری فرضیه بطلمیوس را مورد شک و تردید قرار دادند و حتی برخی فلاسفه یونانی بیش از او خورشید و نه زمین را در مرکزیت عالم هستی فرض میکردند . اما این فلاسفه نمی توانستند دلیل و مدرک و برهان قانع کننده ای برای فرضیه خود ارائه کنند. در نتیجه فرضیه بطلمیوس - کم همچنین با تاریخ پیدایش نقل شده در انجیل به خوبی مطابقت می کرد بعدها از سوی کلیسا به عنوان تنها نظریه صحیح شناخته و اعلام شد. کوپرنیک با خود اندیشید که اگر دانشمندان و متفکران دیگر حق داشتند چه؟ آیا بسیاری ازپرسشهایی که برای او تکان دهنده بودند پاسخ داده نمی شد. او به این جهت تصمیم گرفت کرسی استادی خود را در دانشگاه ترک گوید تا بتواند عمیق تر و اصولی تر به پژوهش در دانش اختر شناسی بپردازد . او پس از چند سال تحقیق و طلب علم در ایتالیا در سال ۱۵۰۱ به وطن خود بازگشت و در آنجا به عنوان متولی کلیسای جامع شهر فرائن بورگ در پورسیا و دبیر و مشاور عمویش بیشاپ منطقه ارم لند به کار پرداخت. او به عنوان کشیش کلیسای شهر مراسم مذهبی را رهبری می کرد و به عنوان پزشک به معالجه و مداوای بیماران و معلولان جامعه خود می پرداخت. او به عنوان مخترع و نوآور یک سیستم سد بندی و ذخیره آب با یک آسیای آب ران اختراع کرد. که به وسیله آن آب آشامیدنی از یک رودخانه که در فاصله ۳ کیلومتری قرار داشت به داخل شهر هدایت می شد و بالاخره به عنوان ریاضیدان و حسابدار یک روش پولی سکه ای جدید برای پروسیای غربی و پادشاهی لهستان بنا نهاد. کوپرنیک همچنین برای اینکه کلیسا بتواند برای جشنها و مراسم مذهبی خود در طول سال زمان های صحیح را رعایت کند تقویم بسیار دقیق جدیدی را محاسبه کرد . به ثمر رساندن تمامی این فعالیت ها شاید برای اغلب انسانها موجب به کار گرفتن همه تلاش و ظرفیت و نیروی کاری آنها می گردید. ولی برای کوپرنیک این چنین نبود. این انسان خارق العاده در کنار تمامی این فعالیتها و مشاغل باز هم برای علم مورد علاقه خود یعنی اخترشناسی وقت پیدا می کرد. از آنجایی که نخستین تلسکوپ سالها پس از مرگ او اختراع شد او مجبور بود برای پژوهش در زمینه حرکات ، اجرام آسمانی تنها به چشمان خود متکی باشد و مشاهدات آسمانی خود را به اصطلاح با چشمان غیر مسلح انجام دهد. او برای این کار دستور داد در اتاق مطالعه اش در برج کلیسا شکافهایی در سقف ایجاد کنند . حال او می توانست شبها مشاهده کند که ستاره گان چگونه در فراز این شکافها عبور می کنند. او مدار آنها را در آسمان با چشم تعقیب می کرد و سرعت حرکت ظاهری آنها را تعیین می نمود . او یافته های خود را قطعه به قطعه و جز به حز کنار هم می گذاشت . یافته هایی که روزی روش اختر شناسی کوپرنیکی را به وجود می آورد. روشی که امروزه هنوز هم اعتبار دارد. کوپرنیک تقریبا ۴۰ سال برای تکمیل پژوهش های اخترشناسی خود وقت صرف کرد . زمانی که پژوهشهایش را به پایان رساند ثابت کرد که تصویر جهانی بطلمیوس اشتباه است. خورشید و سایر ستاره گان فقط در ظاهر به دور زمین می گردند. کوپرنیک ثابت کرد که در حقیقت این خورشید است که در مرکز جهان ما قرار دارد و زمین - مانند معدودی از اجرام آسمانی بزرگ دیگر که او مشاهده کرده بود -ژه دور خورشید در گردش است. او سیاره ها را پلانت نامید. که از واژه ایی یونانی به معنای مهاجر گرفته شده است. کوپرنیک به غیر از زمین ۵ سیاره دیگر را یافته بود . که عبارت بودن از عطارد، زهره، مریخ ، مشتری و زحل . سالها پس از آن سه سیاره دیگر نیز کشف شدند. اورانوس، نپتون و پلوتون . مجموع این ۹ سیاره و خورشید دستگاه خورشیدی یا منظومه شمسی را می سازد. یکی از تعیین کننده ترین اصول فرضیه کوپرنیک چنین بیان می دارد . در حالی که زمین یک بار در سال به دور خورشید می گردد در همین مدت ۱۶۵ بار حول محور خویش می چرخد . در آنجایی که زمین رو به خورشید است روز و در بخش پشت به خورشید شب است. هر چرخش زمین خول محور خود نزدیک به ۲۴ ساعت طول می کشد . و اما در باره ماه چه می توان گفت؟ کوپرنیک در این باره فرضیه بطلمیوس را تایید می کرد. و براین باور بود که ماه واقعا به دور زمین می چرخد . در حالی که زمین به دور خورشید می گردد و ماه به عنوان قمر زمین به همراه آن به دور خورشید می گردد فرضیه کوپرنیک به جز این دو واقعیت اصولی تعاریف و موارد بسیار گسترده تر دیگری را نیز در بر می گیرد. این فرضیه اشتباهات بسیار بزرگی را که مردم قرنها درست می پنداشتند تصحیح می کرد . کوپرنیک کتابهایی در باره کشف های خود تنوین کرد. اما سالها این آثار را در کشوی میز خود پنهان نگاه داشت. او می دانست که مردم به این اندیشه های نوین او خواهند خندید و خود او را نیز دیوانه خواهند پنداشت . او این را نیز می دانست که کلیسا فرضیه تصویر جهانی بطلمیوس را قبول داشت و به عنوان یک روحانی نمی خواست خود را با کلیسا درگیر کند. کوپرنیک نخست در سال ۱۵۴۳ زمانی که پیر شده و به مرگ نزدیک بود سرانجام تصمیم گرفت مجموعه آثارش را که شامل ۶ جلد کتاب می شد در معرض افکار عموم قرار دهد و منتشر کند. او مجموعه آثار خودش را گردش افلاک آسمانی نام نهاد. یک نسخه چاپ شده از محموعه آثارش درست قبل از مرگ در بستر بیماری به دست او رسید. چون او در آن زمان بیش از ۷۰ سال سن داشت و مفلوج و تقریبا نابینا بود. بعید به نظر می رسد که موفق به دیدن این اثر بزرگ چاپی شده باشد . اثری که او برای خلق و ایجاد آن تمام عمرش را کار کرده بود. کوپرنیک بدون آنکه بداند چه خدمت ارزنده ای و گرانبهایی به جهان بشریت کرده است دار فانی را وداع گفت . سرانجام پس از گذشت ۱۵۰ سال از مرگش دانشمندان اندیشه های او را پذیرفتند . کوپرنیک امروزه بیش از ۴ سده پس از مرگش یکی از بزرگترین ها در قلمرو دانش به شمار می آید. آلبرت انیشتین در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم که شهر متوسطی از ناحیه و ورتمبرگ آلمان بود متولد شد. اما شهر مزبور در زندگی او اهمیتی نداشته است، زیرا یک سال بعد از تولد او خانواده وی از اولم عازم مونیخ گردید. پدر آلبرت ، هرمان انیشتین کارخانه کوچکی برای تولید محصولات الکترو مقدمه شیمیایی داشت و با کمک برادرش که مدیر فنی کارخانه بود از آن بهرهبرداری میکرد. گر چه در کار معاملات بصیرت کامل نداشت. پدر آلبرت از لحاظ عقاید سیاسی نیز مانند بسیاری از مردم آلمان گر چه با حکومت پروسیها مخالفت داشت، اما امپراتوری جدید آلمان را ستایش میکرد و صدر اعظم آن «بیسمارک» و ژنرال «مولتکه» و امپراتور پیر یعنی «ویلهم اول» را گرامی میداشت در اواخر سال 1910 کرسی فیزیک نظری در دانشگاه آلمانی پراگ خالی شد. انتصاب استادان این قبیل دانشگاهها طبق پیشنهاد دانشکده بوسیله امپراتور اتریش انجام میگرفت که معمولاً حقّ انتخاب خویش را به وزیر فرهنگ وا میگذاشت. تصمیم قطعی برای انتخاب داوطلب ، قبل از همه ، بر عهده فیزیکدانی به نام «آنتون لامپا» بود و او برای انتخاب استاد دو نفر را مدّ نظر داشت که یکی از آنها «کوستاو یائومان» و دیگری «انیشتین» بود. «یائومان» آن را نپذیرفت و پس از کش و قوسهای فراوان انیشتین این مقام را پذیرفت. در مدّتی که انیشتین در پراگ تدریس میکرد، نه فقط نظریه جدید خود را درباره غیر وی بنا نهاد بلکه با شدّت بیشتری نظریه خود را درباره کوانتوم نو را که در شهر برن شروع کرده بود، توسعه داد. با همه این تفاصیل انیشتین به دانشگاه پراگ اطّلاع داد که در خاتمه دوره تابستانی سال 1912 خدمت این دانشگاه را ترک کرد. عزیمت ناگهانی انیشتین از شهر پراگ موجب سر و صدای بسیار در این شهر شد، در سر مقاله بزرگترین روزنامه آلمانی شهر پراگ نوشته شد: «که نبوغ و شهرت فوق العاده انیشیتن باعث شد که همکارانش او را مورد شکنجه و آزار قرار دهند و به ناچار شهر پراگ را ترک کرد.» هنوز یکسال از اقامت انیشتین در برلین نگذشته بود که ماه اوت 1914 جنگ جهانی شروع شد. در مدّت جنگ جهانی اول ، روزنامههای برلین همه روزه از وقایع جنگ و شروع فتوحات ارتش آلمان بود. در عین حال انیشتین در منزل خود با دختر عمه خویش الزا آشنایی پیدا کرد. الزا زنی مهربان و خونگرم بود و همچنین او از شوهر مرحوم سابق خود دو دختر داشت، با اینحال انیشتین با او ازدواج کرد. جنگ بین المللی و شرایط معرفت النفسی که در نتیجه آن بر دنیای علم تحصیل گردید مانع از آن نشد که انیشتین با حرارت فوق العاده به توسعه و تکمیل نظریه ثقل خویش بپردازد. تبلیغات مخالف و حملاتی که علیه انیشتین میشد موجب گردید که در تمام ممالک جهان و در همه طبقات اجتماعی توجّه عموم مردم بسوی نظریههای او جلب شود. مفاهیمی که برای تودههای مردم هیچگونه اهمیتی نداشته است و عامه ایشان تقریبا چیزی از آن درک نمیکردند، موضوع مباحث سیاسی گردید. انیشتین در این زمان سفرهای خود را آغاز کرد، ابتدا به هلند ، بعد به کشورهای چک و اسلواکی ، اسپانیا ، فرانسه ، روسیه ، اتریش ، انگلیس ، آمریکا و بسیاری کشورهای دیگر. امّا نکته قابل توجّه این است که وقتی انیشتین و همسر او به بندرگاه نیویورک شدند با استقبال شدید و تظاهرات پر شوری مواجه شدند که به احتمال قوی نظیر آن هرگز هنگام ورود یکی از دانشمندان رخ نداده بود. این دوران تجسس در نیمه انزوای شهر پرنیستون با اضطراب و اغتشاش آمیخته شده بود. هنوز ده سال دیگر از زندگی انیشتین باقی مانده بود، لیکن این دوره ده ساله درست مصادف با هنگامی بود که عصر بمب اتمی شروع میگردید و بشریّت تمرین و آموزش خویش را در این زمینه آغاز میکرد. بنابراین مسأله واقعی که برای او مطرح شد موضوع چگونگی پیدایش بمب اتمی نبود، با وجود اینکه منظور ما در اینجا دادن چشم اندازی مختصر از روابط انیشتین با حوادث بزرگ سیاسی آخرین سالهای زندگی او میباشد، باز هم اگر از دو موضوع اساسی یاد نکنیم همین چشم انداز هم ناقص خواهد بود. یکی از آنها نامه مشهور است که وی میبایست برای همکاری خود در شوروی سابق بفرستد و دوم شرح وقایعی است که در اوضاع و احوال فیزیکدانان آمریکایی ، خاصه دانشمندان اتمی ، در داخل مملکت خودشان تغییر بسیار ایجاد کرد. اما بعد ها ثابت شد که این علایم طبیعی هستند و توسط یک تب اختر منتشر شده اند .این اشیای چرخنده عجیب رتو های از امواج رادیویی در فضا منتشر می کنند. که سراسر کیهان را طی می کند. در سال های ۱۹۹۰ یک برنامه تحقیقاتی به نام فونیکس (سیمرغ ققنوس)شروع شد تا به علایم رادیویی هزاران ستاره گوش دهند . در کهکشان ما هزاران میلیون ستاره وجود دارد و بسیاری از آن ها سیاراتی دارند که دور آن ها می چرخند به این ترتیب شاید در جاهای دیگری از کیهان هم حیات وجود داشته باشد اما فقط تمدن های مجهز به فناوری می توانند علایمی به زمین بفرستند که ما آن ها را روی زمین دریافت کنیم . بیشتر بدانید در سال ۱۹۶۰ علایم رادیویی قدرت مندی از زمین به ۲ ستاره در فضا فرستاده شد به امید آن که موجودات هوشمند فضایی به آن ها جواب دهند اما تا کنون هیچ جوابی دریافت نشده است. با این همه برنامه ریزی تا به حال صدایی از موجودات فضایی دریافت نشده است البته به جز یک علامت اسرار آمیز که در سال ۱۹۷۷ دریافت شد و به علامت ووو! معروف شد زیرا دانشمندی که مشغول برسی این علامت بود روی صفحه خروجی از رایانه که این علامت را نشان می داد با هیجان واژه ووو! را نوشت که در فارسی به معنی عجب است. این علامت یک جریان ناگهانی امواج رادیویی بود که بیش از یک دقیقه طول نکشید و هنوز هیچ کس نتوانسته است در مورد آن توضیح قابل توجهی بدهد. در سال ۱۹۷۴ از رادیو تلسکوپ آرسیو در پور توریکو یک علامت رادیویی خیلی قدرتمند به فضا فرستاده شد . این علایم دیجیتالی (یعنی فقط به ترتیب صفر ویک )به سوی خوسال ۱۹۶۰ چندین طرح تحقیقاتی برشه ای از ستاره ها موسوم به ام-۱۳ نشانه رفته بود. در این پیام با علامت های صفرو یک مجموعه ای اطلاعات درباره ما که ما کسانی هستیم و کجا زندگی می کنیم ثبت شده بود .اگر این پیام با سرعت نوز حرکت کند ۲۵۰۰۰ سال طول میکشد تا به مقصد برسد. اگر در شب های تاریک بدون مهتاب به پهنه آسمان آن هم در خارج مراکز زندگی انسان که نورهای مصنوعی خبری نیست بنگریم آنرا غرق در ستارگانی می بینیم که به تنهایی یا دسته دسته همجون بلورهای درخشانی جلوه گری می کنند اینها همه ستارگان کهکشانها راه شیری ما هستند. در فاصله میان آنها و در دور دستها لکه های روشن ابر مانندی نیز به چشم می آیند که پیش از تولد دوربین های نجومی (تلسکوپ) تقریبا اطلاعاتی از آنها در دست نبود تا اینکه در قرن ۱۸ میلادی ویلیام هرشل ( ۱۸۲۲- ۱۷۳۸ م ) ستاره شناس آلمانی - انگلیسی اعلام کرد: که آنچه ما به عنوان لکه های درخشان در آسمان می بینیم مجموعه های عظیم گاه میلیاردی ستاره هایی هستند که به علت دوری بی نهایت زیاد شان از زمین این گونه به نظر می آیند. تلسکوپهای نیرومندتری در قرن بیستم اختراع شدند این نظریه او را تایید کردند و پس از آن همگرایی های اختران را به پیروی از نامگذاری کهشکان ( راه شیری )کهکشان نام نهادند. در داخل کهکشانها و یا خارج آنها ابرهایی از گازها و غبارهای کیهانی همراه یا بدون ستاره وجود دارند که ممکن است همچون لامپهای (فلورسنت) روشن یا اینکه کاملا تاریک باشند. اینها را ابرهای ستاره ای یا سحابی ها می گویند و به نظر می آید که محل زایش و مرگ دائمی ستارگان باشد. گیتی انباشته از میلیاردها میلیارد کهکشان است که در داخل خوشه ها و ابر خوشه های کهکشانی دسته بندی شده اند کهکشانها گاه میلیاردها سال نوری با ما فاصله دارند واز این رو آنچه ما امروز از آنها می بینیم واقعه ای است که میلیاردها سال پیش در آن نقاط روی داده و نور آن امروز به ما می رسد و به این دلیل ما گذشته آنها و آنها گذشته ما را نظاره می کنند. ستارگان داخل کهکشانها به علت دوری راه معمولا دیده نمی شوند و آنچه از یک کهکشان مشاهده می شود هسته مرکزی آنها است که قدرت انرژی زایی تصور ناپذیری دارد که از توان ستاره های بسیار غول پیکر نیز خارج است. این کوره های عظیم اتمی شبه ستاره یا اختر نما نامیده می شود و تمامی ستارگان آن کهکشان به دور آن چرخ می زنند. کهکشانهای نزدیک به هم نیز به دور کهکشانهای بزرگتر جمع شده و آن را دور می زنند. این مجموعه تشکیل شده است کهکشانها را خوشه نام داده اند. کهکشان راه شیری جزیی از خوشه ای است که خوشه محلی نامیده شده است و از حدود ۲۴ کهکشان شناخته شده تشکیل شده است. که از مهمترین آنها عبارتند از : کهکشان زن با زنجیر یا امراه المسلسله در صورت فلکی امراه المسلسله - کهکشان چرخ فلک در صورت فلکی سه گوش «ابر بزرگ ماژلان» در صورت فلکی ماهی طلایی و ابر کوچک ماژلان در صورت فلکی توکان - «خوشه محلی» خوشه چند ان بزرگی نیست و به عنوان مثال در برابر خوشه ای که در داخل جام برج سنبله مشاهده می شود و در دارای هزاران کهکشان است بسیار کوچک می نماید. خوشه محلی خود عضوی از ابر خوشه محلی است که دارای حدود یکصد خوشه ای است که به دور آن می گردد. در مرکز ابر خوشه ها یک ابر خوشه غول آسا جای دارد که سایرابر خوشه ها به دور آن می جرخند شعاع خوشه محلی حدود ۵ میلیون سال نوری است. کهکشان راه شیری یکی از کهکشانهای تقریبا بزرگ این خوشه است که به شکل چرخ گاری بوده و دستگاه خورشیدی ما در لبه یکی از پره های آن و در فاصله ۳۰ هزار سال نوری از مرکزش قرار دارد. طول کهکشان راه شیری حدود ۱۰۰ هزار سال نوری است که اولین بار توسط « هارلو شاپلی » در ۱۹۷۲ - ۱۸۸۵ م اندازه دقیق آن اعلام شد. کهکشان راه شیری دارای حدود ۱۰۰ میلیارد ستاره و نیز ابر های ستاره ای است که گاه اندازه آنها برابر خود کهکشان است. با چشم غیر مسلح کهکشان ما به شکل نوار سفید رنگی که از سو تا آن سو آسمان از شمال تا جنوب کشیده شده است مشاهده می شود. ایرانیان باستان آن را به راهی تشبیه کرده اند که در آن کاه پاشیده باشند و از این رو کاه کشان که به کهکشان تبدیل شد نامیدنش. غربیان آن را راه شیری می گویند که از افسانه یونانی زاده شده است. روزی هرکول شیرخوار پستان مادرش « ژنون » را که خالی بود چنان فشرد که شیرش با فشار به آسمان پاشید و « گالاکسی » را پدید آورد. گالاکسی مشتق است از گالاکتوز که به معنی شیر است. تمام اجزای کهکشان راه شیری از جمله منظومه ما و مرکز آن خورشید هر ۲۲۵ میلیون سال یکبار به دور هسته مرکزی آن می گردد. این مدت را یک سال کیهانی می گویند. باید دانست که انتقال امواج رادیویی و فرو سرخ توسط گازها و غبارهای بین ستاره ای مختل نمی شود و بدین سبب به کمک این امواج توانسته اند هسته کوچک و بسیار متراکم راه شیری را کشف کرده و آن را که به نظر می رسد که سیاهچاله باشد ستاره الف کمانگیر نامگذاری کردند. عرض جغرافیایی این سیاهچاله منهای ۳۰ درجه بوده و در حدود ۳ درجه در غرب ستاره «النصر» (گاما) برج کمانگیر واقع شده است. معمولا مردم صورت های فلکی را مجموعه ای از ستاره ها نظیر هفت ستاره ی روشن و درخشان موجود در دب اکبر میدانند. هر صورت فلکی در حقیقت یکی از نواحی فضاست که اختر شناسان به دلخواه خود نامی بر آن نهادند. مجموع این نواحی آسمان را میسازد . صورت های فلکی شکل ها و اندازه های گوناگونی دارند . نام بسیاری از صورت های فلکی را بیش از ۲۰۰۰سال بیش از میلاد مسیح اخترشناسان بابلی انتخاب کرده اند. قدیمی ترین آن ها دوازده موردی هستند که منطقه البروج را شکل میدهند . حدود سال ۱۵۰میلادی بطلمیوس ـ اختر شناسان یونانی ـکا تولوک ستاره ای مشهور خود را انتشار داد و ۴۸صورت فلکی را فهرست کرد .تا زمان حرکت کاشفان دریایی به سمت جنوب و دیدن بخشی از آسمان که در اروپا و مدیترانه غیر قابل رویت بود. صورت فلکی دیگری به این فهرست اضافه نشد . اکنون تعداد صورت های فلکی۸۸عدد است. صورت های فلکی نیمکره شمالی ۱-پاره اسب ۲-دلفین۳-اسب بالدار۴-حوت۵-قیطیس۶-حمل۷-مثلث۸-امراه المسلسله۹-سوسمار۱۰-دجاجه۱۱-سهم۱۲-عقاب۱۳-شلیاق۱۴-قیفاووس۱۵-ذات الکرسی۱۶-برساووس۱۷-زرافه۱۸-ارابه ران۱۹-ثور۲۰-جبار۲۱-سیاهگوش۲۲-ستاره قطبی۲۳-دب اصغر۲۴-اژدها۲۵-جاش۲۶-حوا۲۷-حیه۲۸-اکلیل شمالی۲۹-گاوران۳۰-دب اکبر۳۱-جوزا۳۲-سرطان۳۳-کلب اصغر ۳۴-شجاع۳۵-اسد۳۶-اسدلاصغر۳۷-تازی ها۳۸-گیسو ۳۹-خوشه صورت های فلکی نیمکره جنوبی ۱-قیطس۲-حجار۳-دلو۴-حوت جنوبی۵-جدی۶-درنا۷-سیمرغ۸-کوره۹-نهر۱۰-مار آبی۱۱-توکانا۱۲هنری ۱۳ -قوس۱۴-عقاب۱۵-اکلیل جنوبی۱۶-طاووس۱۷-هشتک۱۸-طلاماهی۱۹-سه پایه نقاش۲۰-کبوتر۲۱-خرگوش۲۲-جبار۲۳-تک شاخ۲۴-کلب اکبر۲۵-کشتی دم۲۶-حمال۲۷-ماهی پرنده۲۸-حربا۲۹-آپوس۳۰ -مثلث جنوبی۳۱-آتشدان۳۲-عقرب۳۳-حیه۳۴-حوا۳۵-گرگ۳۶-قنطورس۳۷-چیلیپا۳۸-مگس۳۹-بادبان۴۰-قطب نما۴۱-شجاع۴۲-سکستان۴۳-پیاله۴۴-کلاغ۴۵-میزان۴۶-خوشه کهکشانها آیا همه ی کهکشانها شبیه هم هستند؟ستاره آنها را در شکلها و اندازه شناسان ضمن مطاله کهکشانها به کمک تلسکوپهای متفاوت میبینند بعظی از کهکشانهای مارپیچی شکل هستند که از یک صفحه ی مسطح در وسط و تعدادی بازوهای مارپیچی منشعب ازآن تشکیل شده اند. کهکشانهای مارپیچی معمولی شکل مسطح وگرداب وار دارند. کهکشانهای بیضی تخم مرغی شکل هستند. سایر کهکشانهای بی شکل یا نامنظم نامیده می شوند. گروه محلی کهکشانها چیست؟ هزاران کهکشان در فضا وجود دارد . بیشتر آنها همانند ستارگان در کنار هم قرار گرفته اند و خوشه های کهکشانی را تشکیل داده اند. کهکشانی که ما در آن فرار داریم کهکشان راه شیری نام دارد و در خوشه ای قرار دارد که اصطلاحا گروه محلی کهکشانها نامیده می شود. راه شیری دومین کهکشان بزرگ در میان گروه محلی کهکشانها است . بزرگترین کهکشان گروه محلی (امراه المسلسله = زن به زنجیر کشیده شده) نام دارد. کوازارها چه هستند ؟ همان کوازارها یا ستاره نماها همان گونه که از نامشان پیدا است شبیه کستارگان هستند اما این شبه ستارگان به حدی از ما دور هستند که برای کشف و رد یابی آنها لازم است هزاران برابر نورانی تر از کهکشانها باشند. ستاره شناسان عقیده دارند که کوازارها انرزی تشعشات نوری خود را از سیاهچالها اخذ می کنند. وقتی یک ستاره نما توسط سیاهچالها بلعیَده میشود و در اثر این مکش انرزی خارق العاده ای که به صورت تشعشات نوری و سایر انواع انرزی هاست از خود ساطع می کند. سوال - کدامیک نورانی تر است؟ الف - ستاره ب - کوازارها ج - کهکشان کوههای ماه ماه کره ای است کوهستانی با رشته کوههایی با قله های بلند . اندازه گیری ارتفاع کوههای ماه مانند کوههای زمین نیست زیرا در ماه دریای واقعی وجود ندارد تا بلندی کوه را نسبت به سطح دریاههای آزاد حساب کنند از این رو بلندی کوههای ماه را از اندازه سایه آنها برروی محیط مجاورشان می سنجند. بدین گونه که با داشتن عرض جغرافیایی خورشید بر روی کوه و دانستن اندازه سایه آن ارتفاع کوه مزبور را مشخص می کنند. مهمترین کوهها عبارتند از: الف: کوههای آپنین - با عرض حغرافیایی ۲۰ درجه شمالی و طول حغرافیایی ۳ درجه غربی در کرانه دریای رگبارها واقع شده است. ب: کوههای آلپ: با عرض حغرافیایی ۴۵ درجه شمالی و طول ۱ درجه غربی در شمال دریای رگبارها قرار دارد. پ: کوههای آلتای - با عرض حغرافیایی ۲۴ درجه جنوبی و طول ۲۳ درجه شرقی در کف دریای آبنوش واقع شده است. ت: رشته های کوههای راست - با عرض جغرافیایی ۴۸ درجه شمالی و طول ۲۰ درجه غربی در دریای رگبارها قرار دارد. ث : کوههای اسپیتریت برگن - با عرض ۳۵ درجه شمالی و طول ۵ درجه غربی در حوالی دره ارشمیدس قرار دارد. ج : کوههای روک - با عرض جغرافیایی ۲۰ درجه پشت ماه و طول حغرافیایی ۸۳ درجه غربی تا کرانه دریای شرقی کشیده می شود. چ : کوههای ریفی ینز - با عرض جغرافیایی ۷ درجه جنوبی و طول ۲۸ درجه غربی در کرانه دریای ابرها قرار گرفته است. ح : کوههای ژوراس (ژورا) - دارای عرض جغرافیایی ۴۷ درجه شمالی و طول جغرافیایی ۳۷ درجه غربی در ساحل خلیج رنگین کمان واقع شده است. خ : کوههای قفقاز - با عرض ۳۹ درجه شمالی و عرض جغرافیایی ۹ درجه شرقی در امتداد کوههای آپنین هستند. د : کوههای کارپات - دارای عرض حغرافیایی ۱۵ درجه شمالی و طول جغرافیایی ۲۵ درجه غربی در کرانه جنوبی دریای رگبار قرار گرفته اند. ذ : کوههای تارس - با عرض ۲۶ درجه شمالی و طول جغرافیایی ۳۶ درجه شرقی واقع در دریایی بحرانها ر : کوههای هاربینگر - دارای عرض ۲۷ درجه شمالی و طول ۴۱ درجه غربی واقع در دره «اریستارکوس» ز : کوههای هیموس - با عرض جغرافیایی ۱۷ درجه شمالی و طول جغرافیایی ۱۳ درجه شرقی در کرانه دریای صفا قرار دارد. همانگونه که از نامها پیداست بسیاری از کوههای ماه را به نام کوههای زمین نامگذاری کرده اند. در میان آنها کوههای آپنین با طول حدود ۶۰۰ کیلومتر طولانی ترین و نیز دارای بلندترین قله ها هستند. کوههای کارپات و هیموس نیز طولانی بوده و درازی هر کدام از آنها به حدود ۴۰۰ کیلومتر می رسد. ستاره دنباله دار ((هیاکوتیک)):ستاره دنباله دار مشهوری است که در سال ۱۳۷۵خ(۱۹۹۶م) به مدت چند هفته در اسمان مشاهده شد که به سفری ۱۵هزار ساله می رفت مات مونز آتشفشانی با ۸ کیلومتر ارتفاع روی سیاره زهره واقع است. یه روز یه کرمه خیلی اد یه روز یه چینی رو دار میزنن میشه دارچین!!!!! - ترکه و تهرونیه دعواشون میشه، میبرنشون کلانتری. افسرنگهبان از تهرونیه میپرسه: اسمت چیه؟ یارو با بیخیالی میگه: فِری... افسره حسابی چپ و راستش میکنه، میگه: بی پدر فکر کردی اینجا خونه خالست خودمونی شدی؟ گفتم اسمت چیه؟ تهرونیه که حساب دستش اومده بوده میگه: فریدون قربان! افسره برمیگرده به ترکه میگه اسم توچیه؟! ترکه اسمش قلی بوده، یکم فکر میکنه بعد با ترس جواب میده: قولیدون! ۲۱- تلویزیون داشته گل خداداد عزیزی رو به استرالیا نشون میداده، ترکه تماشا میکرده. دو سه بار که صحنه آهسته گل رو نشون میدن، ترکه شاکی میشه، میگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگیردش! ۲۲- ترکه خودشو دار میزنه، بعلت ضربه مغزی میمیره! میان میبینند با کِش خودشو دار زده! ۲۵- ترکه میره امام رضا احساساتی میشه میگه: امام علی قربون لب تشنت برم پس کی ظهور میکنی؟! موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من موجود است؟ - عربه میره داروخونه میگه: ولک هزار تا میخ داری؟! یارو میگه: نه. دوباره فردا میاد میگه: ولک هزار تا میخ داری؟! باز یارو میگه: نه برادر، اینجا داروخونس، میخ فروشی که نیست! هی چند روز این اتفاق میفته، یارو با خودش میگه: بگذار برم هزار تا میخ بخرم، یه سود حسابی بکنم. فرداش دوباره عربه میاد میگه: ولک هزار تا میخ داری؟! یارو میگه: آره، 3 تا کارتون میخ میگذاره جلو عربه... عربه یک نگاه میکنه میگه::اََاَ....ه! ولک توچقدر میخ داری! ۱۱- ترکه میره شکار خرگوش، صدای هویج در میاره! ۱۲- ترکه تو کلیسا نشسته بوده، یهو میبینه یه دختر خیلی میزون میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی...فقط ازت یه چیز دیگه میخوام..اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح! خودت کمکم کن! ترکه از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده! خودم میرم! - آوینی تو جنگ کشتهمیشه، به ترکه میگن برو یه جوری به خانوادش خبربده. ترکه میره دم خونشون زنگ میزنه، زن یارو میگه: کیه؟ ترکه میگه: ببخشید، منزل شهید آوینی؟! یارو ترکه عرق میخوره میبرنش کلانتری شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق میزنه، بعد شلاقو میده به یکی دیگه میگه: برادر حسین! بیا شماهم یه فیضی ببر! یارو هم چند تا میزنه و میده به اونیکی میگه: برادر اکبر شما هم بیا یه فیضی ببر! خلاصه چند نفری دهن یارو رو .... بعد که کارشون تموم میشه میان از اتاق برن بیرون، ترکه میگه: برادرا! لااقل درِ فیضیه رو ببندین! ۱۷- ترکه با ماشین میره تو دره، بهش میگن: چی شد بابا؟ چرا افتادی تو دره؟ میگه: والله ما داشتیم تو جاده با ماشین میرفتیم، هی جاده پیچید، من پیچیدم، دوباره جاده پیچید، باز من پیچیدم، یهو جاده پیچید، من نپیچیدم! ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، میگه: عزیزم من لهجه دارم؟ دختره میگه: آره. ترکه میگه: پس من قطع میکنم دوباره میگیرم! ۲۷- عربه میره مغازه با لهجه میگه:آقا رُبععع دارین؟ یارو میگه: داریم، ولی نه به این غلیظی! سحابی توده بزرگ گازغباراست که در فضای میان ستاره هایافت می شود. بعضی از سحابی ها میدرخشند ولی سحابی های دیگر تیره هستندو فقط وقتی به وسیله ی ستاره ها یا جرم های آسمانی دیگر روشن شود می توانیم آن ها را ببینیم.ستاره های جدید از درون سحابی های تیره موتولد سحاب به آغاز یا پایان حیات یک ستاره مربوط میشود و ابری از گاز و ذرات جامد یا غبار ظرف تر از پودر است ستاره ها درون سحابی ها متولد میشوند و وقتی میمیرند گاز و غبار را دوباره به فضا میریزند و باز میگردانند . کهکشان راه شیری ما در بازوهای مارپیجی خود دارای چندین سحابی است . اگر در آسمان تیره ب راه شیری نگاه کنید آن را بریده بریده و تکه تکه میبینید دلیل این حالت آن است که سحابی های تیره تعدادی از ستاره ها پشت خود پنهان میسازد و مانع رسیدن نور آن ها میشوند . سایر سحابی ها درخشان وروشن هستند و نور ستاره های نزدیک به آن میرسد . مشهور ترین سحابی به نام سحابی جبار حدود ۵سال نوری عرض دارد و فاصله آن از زمین نیز ۱۳۰۰سال نوری است خوشه ای از ستاره ها درون این سحابی ها در حال شکل گیری هستند .سحابی هایی که از مرگ ستاره ها شکل گرفته اند سحابی سیاره ای نامیده میشود . در اطراف ابر نواختری که انفجار آن در سال ۱۹۸۷ میلادی درون ابر ماژلایی بزرگ مشاهده شد یکی از این سحابی ها در حال شکل گیری است .
زمین ذره ای خرد در مقابل عظمت جهان است. به رودهای خون که توسط امپراطوران و ژنرال ها بر زمین جاری شده٬ البته با عظمت و فاتحانه٬ بیاندیشید. این خونریزان٬ اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بوده اند. به بی رحمی های بی پایانی که ساکنان گوشه ای از این نقطه٬ توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله نمیتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده اند بیاندیشید٬ چقدر اینان به کشتن یکریگر مشتاقند٬ چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند.![]()
![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
![]()
![]()
اگه سوالی داری بگو بهت بگم در باره نجوم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ![]()

![]()
به گزارش آسمان پارس، رصد طیف حاصل از این کهکشانها نشان میدهد آنها باید در فاصله بین 2 تا 4میلیارد سال پس از آغاز کیهان ایجاد شده باشند. سرعت تشکیل ستارگان در این بازه زمانی 100 برابر نرخ رشد فعلی آنها بوده است.
ستارگان جوان عامل پراکندگی این غبار کیهانی هستند که میتواند مانع از عبور نور مرئی به فضای اطراف شود. اما همین ستارگان باعث گرمشدن این غبار و ساتعشدن طولموجهای گوناگونی از نور فروسرخ توسط آن به فضای اطراف میشوند. با گسترش کیهان این طولموجها نیز بلندتر شده و در نهایت به زمین و تلسکوپ فضایی هرشل که پرتوهای فروسرخ و زیرمیلیمتری را رصد میکند، رسیدهاند.
متیا نگرلو و همکارانش در دانشگاه اپن میلتون کینز انگلستان موفق شدند با بررسی منابع ساتعکننده پرتوهای درخشان زیرمیلیمتری در تصاویری که به تازگی توسط هرشل ارسال شدهاند، این کهکشانهای نامرئی را کشف کنند. پس از این کشف هرشل، رصدخانههای زمینی این منطقه از آسمان را رصد کردند. در تمامی تصاویر به دست آمده کهکشانهای نامرئی بسیار نزدیکتر به زمین به نظر میرسیدند. محققین احتمال میدهند جاذبه کهکشانهای نزدیک باعث انحراف نور و بزرگتر جلوهکردن این کهکشانها شده است.
نیمرخ ماده تاریک
آسانتا کورای، یکی از اعضای این گروه پژوهشی از دانشگاه کالیفرنیا به این نکته اشاره میکند که تنها چندین منبع محدود پرتوهای زیرمیلیمتری در اطراف ما وجود دارند و در نتیجه درخشانترین این منابع، همگی عدسیهای گرانشی هستند که به دلیل جرم بسیار بالا، نور را به سمت زمین منحرف کردهاند. کورای احتمال میدهد تا مارس 2011/ فروردینماه 1390 که هرشل رصد 1.5درصد از پهنه آسمان را به انجام خواهد رسانید، شاهد ظهور چندصدتایی از این کهکشانها باشیم.
به دلیل بزرگنمایی کهکشانهای دوردست توسط انحراف نور، مطالعه آنها و نحوه شکلگیری ستارگان در طول این دوره فعال به مراتب سادهتر خواهد بود. علاوه بر این، بررسی شکل خمیدگی این پرتوها میتواند به مطالعه محتوای ماده تاریک کیهان که باعث این خمیدگی شده، کمک کند.
هرشل که اردیبهشت 1388 به فضا پرتاب شده، میتواند طیفی از نور با طول موج زیرمیلیمتر را رصد کند که جو زمین مانع از رسیدن آنها به سطح زمین میشود. اما رصدخانههای زمینی طولموجهایی بلندتر و در محدوده میلیمتر را رصد میکنند که میتوانند از کهکشانهایی دورتر ساتع شده باشند.
به گزارش آسمان پارس، رصد طیف حاصل از این کهکشانها نشان میدهد آنها باید در فاصله بین 2 تا 4میلیارد سال پس از آغاز کیهان ایجاد شده باشند. سرعت تشکیل ستارگان در این بازه زمانی 100 برابر نرخ رشد فعلی آنها بوده است.
ستارگان جوان عامل پراکندگی این غبار کیهانی هستند که میتواند مانع از عبور نور مرئی به فضای اطراف شود. اما همین ستارگان باعث گرمشدن این غبار و ساتعشدن طولموجهای گوناگونی از نور فروسرخ توسط آن به فضای اطراف میشوند. با گسترش کیهان این طولموجها نیز بلندتر شده و در نهایت به زمین و تلسکوپ فضایی هرشل که پرتوهای فروسرخ و زیرمیلیمتری را رصد میکند، رسیدهاند.
متیا نگرلو و همکارانش در دانشگاه اپن میلتون کینز انگلستان موفق شدند با بررسی منابع ساتعکننده پرتوهای درخشان زیرمیلیمتری در تصاویری که به تازگی توسط هرشل ارسال شدهاند، این کهکشانهای نامرئی را کشف کنند. پس از این کشف هرشل، رصدخانههای زمینی این منطقه از آسمان را رصد کردند. در تمامی تصاویر به دست آمده کهکشانهای نامرئی بسیار نزدیکتر به زمین به نظر میرسیدند. محققین احتمال میدهند جاذبه کهکشانهای نزدیک باعث انحراف نور و بزرگتر جلوهکردن این کهکشانها شده است.
هرشل که اردیبهشت 1388 به فضا پرتاب شده، میتواند طیفی از نور با طول موج زیرمیلیمتر را رصد کند که جو زمین مانع از رسیدن آنها به سطح زمین میشود. اما رصدخانههای زمینی طولموجهایی بلندتر و در محدوده میلیمتر را رصد میکنند که میتوانند از کهکشانهایی دورتر ساتع شده باشند.
![]()
مقدمه
منظر ظاهری انگشتتان را مقابل خود بگیرید، چشم چپ خود را ببندید و با چشم راست به پشت زمینه انگشت خود نگاه کنید حال این کار را با چشم چپ هم انجام دهید. در هر مورد پشت زمینه انگشت شما تغییر میکند، زیرا دو چشم شما از هم فاصله دارند و به دلیل اختلاف منظری که باهم دارند زمینههای متفاوت را به شما نشان میدهند. با این روش میتوان با داشتن فاصله دو چشم از هم فاصله انگشت را محاسبه کرد، این روش که اختلاف منظر نامیده میشود. برای محاسبه فاصله اجرام نزدیک بسیار خوب و ساده است (برای اندازه گیری در ارتش از این روش استفاده میشود.)
برای محاسبه جابجایی منظره پشت یک جرم در دو نوبت که معمولا در طرفین مدار زمین است عکس میگیرند و جابجایی زاویهای آن را با حالت قبلی مقایسه کرده و بر حسب درجه قوسی بدست میآورند. حال با استفاده از معادله زیر به راحتی فاصله را بر حسب واحد نجومی بدست میآورند(همانطور که میدانید هر واحد نجومی (Au) برابر فاصله زمین تا خورشید یا 150میلیون کیلومتر است). که طبق تعریف هر 206265 واحد نجومی را یک پارسک در نظر میگیرند و رابطه را به صورت زیر مینویسند. که با محاسبه P (جابجایی ظاهری بر حسب ثانیه) قوس d بدست میآید. (P = 1/d (pc
با این روش به دلیل ناتوانی فقط میتوان تا 100 پارسک را اندازه گیری کرد که با حذف اثر جو به 1000پارسک قابل تغییر است. بنابراین زیاد کاربردی نیست و معمولا در مورد اندازه گیری در منظومه شمسی خودمان استفاده میشوداختلاف منظر طیفی
در این فرمول درخشندگی ظاهری (b) نیز لازم است که بوسیله فوتومتری از روی زمین تعیین میشود. به این روش که طیف نگاری مبنای تعیین فاصله است اختلاف منظر طیفی میگویند. این روش بدلیل نداشتن دقت کافی و لازم برای ستارگان کم نور و دور دست محدودیتهایی دارد، ولی بهتر از اختلاف منظر ظاهری است. زیرا تا حدود فاصله دهها میلیون پارسک را برای ستارگان پر نور تعیین میکند که مزیت بزرگی نسبت به روش قبلی است، اما در مورد خوشهها و کهکشانها با توجه به کم نور بودن ستارگانشان استفاده ار این روش دقت کمی دارد. استفاده از متغیرهای قیفاووسی و ابر نواختران
آنها برای این منظور از تلسکوپ فضایی هابل بهره جستند. در 20 نوبت جداگانه از ستارگان آن کهکشان عکسبرداری کردند. با مقایسه عکسها با یکدیگر آنها 27 متغییر را در عکسها شناسایی کردند. با رصدهای متوالی از آن متغییرها توانستند منحنی نوری آنها را رسم کنند، سپس با طیف سنجی ، طیف ستارگان متغییر را مورد بررسی قرار میدهند و از روی طیف آن مقدار آهن موجود در متغییر را شناسایی میکنند. اگر مقدار آهن زیاد باشد متغییر I) a) است و کم باشد از نوع II است.
از روی منحنی نوری ستاره میانگین قدر ظاهری آن را محاسبه میکنند و دوره تناوب آن را بدست میآورند. همان گونه که گفتیم دوره تناوب با درخشندگی متغییرها رابطه مستقیم دارد. این رابطه از روی نمودار زیر که یک نمودار تجربی است بدست میآید. با قرار دادن دوره تناوب متغییر مورد نظر و دانستن نوع طیف آن (I)یا (II) میتوان درخشندگی مطلق آن را بدست آورد. از طرفی چون افزایش درخشندگی برای قدر مطلق به صورت لگاریتمی و (در پایه 2.54) تغییر میکند. به ازای دانستن نسبت درخشندگی مطلق به درخشندگی خورشید میتوان قدر مطلق ستاره را محاسبه کرد. حال با دانستن قدر مطلق و قدر ظاهری از روی نمودار منحنی نوری با استفاده از رابطه مودال فاصله ، فاصله بدست میآید:استفاده از قانون هابل
که درآن v سرعت جسم در راستای دید ما است و H ثابت هابل است. برای محاسبه فاصله کهکشانها و اجرام دور دست سرعت شعاعی (در راستای دید) جرم را بوسیله انتقال به سرخ (red shift) ستاره از روی طیف آن محاسبه میکنند. طبق پدیده انتقال به سرخ اگر جسمی از ناظر دور شود انتقال به سرخ و اگر به آن نزدیک شود انتقال به آبی صورت گرفته که مقدار آن از رابطه زیر بدست میآید، که در آن Z انتقال به سرخ است. بوسیله رابطه زیر از روی انتقال به سرخ میتوان سرعت را بدست آورد:
حال با قرار دادن سرعت در رابطه هابل فاصله بدست میآید:
البته روش فوق دقت زیادی ندارد. دلیل آن مشخص نبودن مقدار دقیق ثابت هابل است. زیرا این ثابت با سن جهان رابطه دارد و با توجه به نظریات مختلف مقدار آن تغییر میکند. هم چنین وابستگی این عامل به زمان نیز در محاسابت اختلال بوجود میآورد. در حال حاضر بهترین روش برای اندازه گیری فاصله اجرام استفاده از ابرنواخترهاست که تا فواصل چند ده مگا پارسکی را با دقت خوبی محاسبه میکند
![]()
دید کلی
یوهانس کپلر (1630-1571) ، ستاره شناس آلمانی ، نشان داد که سیارات در مسیرهایی بیضوی حرکت میکنند و خورشید در یکی از کانونهای بیضی قرار دارد. پس از مشاهده مدار مریخ ، او همچنین نشان داد که خط فرضی میان سیاره و خورشید در زمانهای مساوی مناطق مساوی بیضی را قطع میکند، زیرا هنگامی که سیاره به خورشید نزدیکتر میشود، سریعتر حرکت میکند. بالاخره او نشان داد که چگونه زمان گردش سیاره در مدار خورشید (دوره تناوب مداری) با فاصله افزایش مییابد. این کشفها به قوانین حرکت سیارهای کپلر معروف شدند. قانون اول کپلر
حال اگر معادلات حرکت را نوشته و آنها دقیقا حل کنیم، ملاحظه میشود که مسیر حرکت بیضی شکل است، که مشخصات این بیضی از قبیل خروج از مرکز و پارامترهای دیگر قابل محاسبه است. بنابراین قانون اول کپلر به این صورت بیان میشود که سیارات در مدارهایی بیضی شکل حرکت میکنند که خورشید در یکی از کانونهای آن قرار دارد. قانون دوم کپلر
بنابراین قانون دوم کپلر را میتوان به این صورت بیان کرد که سطح جاروب شده بوسیله بردار شعاعی خورشید تا سیارات در زمانهای مساوی ، یکسان است. در واقع میتوان گفت که قانون دوم کپلر نتیجهای از قانون بقای اندازه حرکت زاویهای است. قانون سوم کپلر
رابطه قوانین کپلر و قوانین نیوتن
انحراف از قوانین کپلر
دوم اینکه سیارهای مانند زمین ، علاوه بر کشش خورشید تحت تأثیر نیروی جاذبه سیارات دیگر نیز قرار دارد. از آنجا که جرم حتی سنگینترین سیارات فقط چند درصد جرم خورشید است، این نیروی جاذبه موجب میشود که انحرافات کوچک ، ولی قابل اندازه گیری از قوانین کپلر ایجاد گردد. این انحرافات را میتوان حساب کرد و با رصدهای دقیق به خوبی توافق دارد. در واقع برخی از سیارات مانند نپتون و پلوتون بخاطر همین اثری که بر حرکت سیارات دیگر داشتند، کشف شدند. کاربرد قوانین کپلر

کپلر نشان داد که حرکت سیاره از نقطه A
به B با حرکتش از C به D به یک اندازه است.
مناطق آبی رنگ هم اندازهاند![]()

![]()
![]()

![]()

![]()
![]()
مارک میلر یکی از دانشجویان دکتری دانشگاه براندیس برروی چگونگی اتصال نرونها در مغز تحقیق میکند. وی با بریدن یک ورقه از مغز موش کار خود را انجام میدهد.
![]()
![]()

![]()
وی صاحب دو ویژگی بود که موجب گردید وی استاد زبردستی گردد. اوّلین آنها این بود که علاقه فراوان داشت تا برای عدّه بیشتری از همنوعان خود و بخصوص کسانی که در حول و حوش او میزیستهاند مفید باشد. ویژگی دوّم او ذوق هنریش بود که انیشتین را وا می داشت که نه فقط افکار عمومی خود را به نحوی روشن و منطقی مرتّب سازد، بلکه روش تنظیم آنها به نحوی باشد که چه خود او و چه استفاده کنند از نظر جهان شناسی نیز لذّت میبرند.
هدف انیشتین این بود که فضای مطلق را از فیزیک براندازد، نظریه نسبیت سال 1905 که در آن انیشتین فقط به حرکت مستقیم الخط متشابه پرداخته بود، انیشتین با کمک اصل تعادل پدیدههای جدیدی را در مبحث نور پیش بینی کند که قابل مشاهده بودهاند و میتوانست صحت نظریه جدید او را از لحاظ تجربی تأیید کرد.
انیشتین عازم شهر زوریخ گردید و در پایان سال 1912 با سمت استادی مدرسه پلی تکنیک زوریخ مشغول به کار شد. شهرت انیشتین به تدریج تا آنجا رسیده بود که بسیاری از مؤسسات و سازمانهای علمی جهان علاقه داشتند که وی به عنوان عضو وابسته با مؤسسه ایشان در ارتباط باشد. سالها بود که مقامات رسمی آلمان کوشش میکردند که شهر برلین نه فقط مرکز قدرت سیاسی و اقتصادی باشد، بلکه در عین حال کانون فعالیت هنری و علمی نیز محسوب گردد، به همین جهت از انیشتین دعوت به عمل آوردند. مدّت کمی بعد از ورود انیشتین به برلین ، انیشتین از زوجه خویش هیلوا که از جنبههای مختلف با او عدم توافق داشت جدا گردید و زندگی را با تجرد میگذارند.
هنگامی که به عضویت آکادمی پادشاهی انتخاب شد، سی و چهار سال سن داشت و نسبت به همکاران خود که از او مسنتر بودند بیش از حد جوان مینمود. در این حال همه انیشتین را در وهله اوّل مردی مؤدب و دوست داشتنی به نظر میآوردند. فعالیت اصلی انیشتین در برلین این بود که با همکاران خویش و یا دانشجویان رشته فیزیک درباره کارهای علمی مصاحبه و مذاکره کند و آنها را در تهیه برنامه جستجوی علمی راهنمایی کند.
وی با پیمودن راه تفکّری که در پراگ و زوریخ پیش گرفته بود توانست در سال 1916 نظریهای برای ثقل و جاذبه عمومی بنا نهد که مستقل از نظریههای گذشته و از نظر منطقی دارای وحدت کامل بود. اهمیت نظریه جدید به زودی مورد تأیید و توجه دانشمندانی واقع گردید که دارای قدرت خلاق علمی بودند. تأیید تجربی نظریه انیشتین توجّه عموم مردم را به شدّت جلب کرده بود از این پس دیگر انیشتین مردی نبود که فقط مورد توجّه دانشمندان باشد و بس. بزودی وی نیز همچون زمامداران مشهور ممالک ، بازیگران بزرگ سینما و تئاتر شهرت عام بدست آورد.
انیشتین به آسیا و به کشورهای چین ، ژاپن و فلسطین سفر کرده است و این خاتمه سفرهای او بود. درسال 1924 بعد از مسافرتهای متعدد به اکناف جهان انیشتین بار دیگر در برلین مستقر گردید. حملات همچنان بر او ادامه داشت و نظریات او را به عنوان بیان افکار قوم یهود و به سود فاشیسم میدانستند، به این دلیل انیشتین به شهر پرنیستون در آمریکا میرود. بعد از چندی همسرش الزا در سال 1936 از دنیا میرود و خواهر انیشتین که در فلورانس بود به شهر پرنیستون نزد برادرش آمد.
در همین دوران انیشتین تابیعت کشور آمریکا را میپذیرد. انیشتین در سال 1945 طبق قانون بازنشستگی مقام استادی مؤسسه مطالعات عالی پرنیستون را ترک کرد. ولی این تغییر سمت رسمی ، تغییری در روش زندگی و کار او بوجود نیاورد. وی کماکان در پرنیستون بسر میبرد و در مؤسسه مذبور تجسّسات خود را ادامه دهد.
اکنون میتوانیم بصورت شایستهتری همه آنچه را که گهگاه موجب تیره شدن پایان زندگی وی میشد مشاهده کنیم و سرانجام روز هجدهم آوریل 1955 بزرگترین دانشمند و متفکر قرن بیستم ، پیغمبر صلح و حامی و مدافع محنت دیدگان جهان ، مردی که احتمالأ همراه با ناپلئون و بتهوون مشهورتر از همه مردان جهان بوده است، در شهر پرنیستون واقع در ممالک متحده آمریکای شمالی از زندگی و تفکر و مبارزه دست کشید و از دار دنیا رفت و در گذشت
![]()
از ای دریافت علایم رادیویی ار موجودات دنیاهای دیگر اجرا شده است. در سال ۱۹۶۷ در انگلستان اختر شناسان احساس کردند که با موجودات فضایی بیگانه تماس برقرار کرده اند .آن ها امواج رادیویی دریافت کردند که از فضای دوردست می آمد و شبیه صدای بوق منظم بود. این امواج عجیب به ال جی ام مشهور شد که به ترتیب حروف اول عبارت اند از مردان سبز کوچک بود 
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()

![]()
عاش میشه میگه من مارم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |







